تبليغاتX
سایه های امپراطوری ایران زمین - بنای عظیم جغازنبیل - شوش كهن ترين شهر جهان
 

محوطه تاريخي "چغازنبيل" در جنوب غربي ايران، استان خوزستان و در ‪۳۵‬ كيلومتري شهر باستاني شوش قرار گرفته است.

اين محوطه كه شامل شهر كهن "دور اونتاش" مي‌باشد، در  ۳۳۰۰سال پیش توسط پادشاه ايلامي "اونتاش نپير" در نزديكي رود دز ساخته شد.

"دورانتاش" به معناي قلعه اونتاش مي‌باشد و در برخي از متون ميخي شهر "ال اونتاش" ذكر شده كه به معني شهر اونتاش است.

در مركز شهر نيز معبد عظيمي به صورت مطبق بنا شده كه امروزه دو طبقه از آن هنوز پابرجاست و موسوم به "ذيقورات يا ذيگورات" مي‌باشد كه به دو تن از خدايان بزرگ ايلاميان يعني "اينشوشا" و "نپيريشا" اهدا شده است.

معبد چغازنبيل بزرگترين اثر معماري برجاي مانده از دوران اسلامي‌است كه تاكنون شناخته شده است.

دور تا دور "ذيگورات" چغازنبيل را ديواري احاطه كرده كه در مجاورت آن معابدي براي خدايان "كربريشا" ، "ايشني كرب" و "هومبان" بنا شده است.

زيگورات چغازنبيل ساختمان بزرگي كه به گونه هرم، پله پله شده و هر پله و طبقه آن، بر روي طبقه پايين تر قرار گرفته است.

بناهاي شهر از خشت و آجر ساخته شده‌اند و با وجود قدمت بسيار هنوز بخش زيادي از آنها برجاي مانده‌اند.

در نماي بناهاي موجود در محوطه چغازنبيل آجرهاي كتيبه‌داري با خطوط ميخي ايلامي برجاي مانده است .

متن‌هاي خط ميخي اين آجرها نام سازنده زيگورات و همچنين نام خداي بزرگ ايلامي "اين شوشيناك" ديده مي‌شود.

درهاي معابد و كاخ‌ها از چوب بوده كه با ميله‌هاي شيشه‌اي تزيين شده‌اند و اين شهر دورن سه باروي خشتي كه مركز آنها در يك نقطه بوده، ساخته شده است.

ديوار اول، يك آب انبار بزرگ ، سه كاخ ، پنج آرامگاه زيرزميني و يك پرستشگاه را كه به "نوسكو" خداي آتش پيشكش شده، در برگرفته است.

ديوار دوم هفت پرستشگاه و ديوار سوم سه پرستشگاه ديگر را در بر گرفته است .

در ميانه، يك برج و چند طبقه هرمي شكل به بلندي ‪ ۲۵‬متر قرار دارد كه در آن كتيبه‌هايي به خط ميخي و به زبان ايلامي ديده مي‌شود.

چغازنبيل در سال ‪ ۱۳۵۷‬خورشیدی از طرف سازمان علمي فرهنگي يونسكو در فهرست ميراث جهاني ثبت شد.

اهميت و اصالت اين محوطه تاريخي همراه با جاذبه‌هاي طبيعي و تاريخي اين عوامل موثر در ثبت جهاني اين مجموعه بوده‌اند.

ديدن اين مكان زيبا،جذاب و تاريخي ايران و گنجاندن آن در برنامه‌هاي گردشكري خانواده‌ها و تورهاي نوروزي توصيه مي‌شود.
۲۴ آبان ۱۳۸۵

شوش كهن ترين شهر جهان

شوش كهن ترين شهر جهان حدود ۷۵۰۰سال پیش بنياد نهاده شد . نخستين كسي كه ويرانه هاي شوش باستان را باز شناخت بنجامين بن جناح خاخام كليمي بود كه در ۴۰۰ خورشیدی براي بررسي وضعيت كليميان در ايران به سر مي برد. وي هنگام زيارت دانيال نبي از تپه هاي باستاني شوش نيز ديدن كرد .

عمليات اكتشاف باستان شناسي در شوش از سال ۱۱۳۵ خورشیدی  آغاز گرديد وچندين مرتبه ادامه يافت كه حاصل آن كشف آثار با ارزش وشكوهمندي از تمدن وفرهنگ اقوام ايلامي،هخامنشي واسلامي بوده است . از ديدنيهاي اين شهر مي توان موزه شوش، بارگاه دانيال نبي ، كاخ شائور تپه هاي باستاني وقلعه شوش را نام برد. .

شهر شوش در طول تاريخ بارها مورد هجوم قرار گرفت . اولين بار آشور باني پال امپراطور آشور آن را تخريب وسپس  به دست اسكندر غارت شد . در دوران جنگ تحميلي عراق نيز اين شهر در طي عمليات فتح المبين ،دليرانه دست دشمن را از حريم مقدس اين خاك كوتاه وايستادگي خود را تكرار كرد

ديدنيهاي منطقه 

معرفی چغازنبيل

محوطه تاريخی چغازنبيل در جنوب غربی ايران، استان خوزستان، 35 كيلومتری جنوب شرقی شهر باستانی شوش، در طول جغرافيايی 48 دقيقه و 30 ثانيه و عرض جغرافيایی 32 دقيقه قرار گرفته است. بلندترين نقطه اين مجموعه كه قله معبد بزرگ آن می‌باشد حدود 90 متر از سطح دريا ارتفاع دارد.

اين شهر در  ۳۳۰۰ سال قبل  توسط پادشاه ايلامی "اونتاش نپيريشا" (Untash Napirisha) در نزديكی رود دز ساخته شده و "دوراونتاش" (Dur Untash) ناميده می‌شده است. دوراونتاش به معناي قلعه اونتاش می‌باشد. در بعضی از متون ميخی اين شهر "ال اونتاش" (Al Untash) ذكر شده كه به معنی شهر اونتاش است. در مركز شهر معبد عظيمی بصورت مطبق بنا شده كه امروزه دو طبقه از آن هنوز پابرجاست. اين معبد موسوم به "ذيقورات" می‌باشد که به دو تن از خدايان بزرگ ايلاميان يعنی "اينشوشيناك" و "نپيريشا" اهدا شده است. معبد چغازنبيل بزرگترين اثر معماری بر جاي مانده از تمدن ايلامی است كه تا كنون شناخته شده است.

دورتا دور ذيقورات را ديواري احاطه مي‌كرده كه در مجاورت آن در جبهه شمال غربي معابدي براي خدايان "كريريشا", "ايشني‌كرب" و "هومبان" بنا شده است. همچنين معابد ديگري در جبهه شمال شرقي قرار داشته‌اند. مجموعه اين معابد توسط حصار ديگري احاطه مي‌شده است. در خارج از اين حصار بقاياي اندکي از خانه‌هاي شهر در سطح زمين ديده مي‌شوند. دورتادور شهر سومين ديوار قرار داشته كه كل شهر را محصور مي‌كرده است. طول اين حصار خارجي حدود چهار كيلومتر مي‌باشد. در زاويه شرقي شهر و در نزديكي حصار خارجي، كاخ‌هاي شاهي قرار داشته‌اند. در زير يكي از اين كاخ‌ها پنج مقبره زيرزميني كشف شده است كه احتمالا به خانواده شاهي تعلق داشته‌اند. در طرف مقابل شهر و بر روي ضلع شمال غربي حصار خارجي مخزني براي آب موجود است.

دو دوره مشخص ساختماني در برپايي ذيقورات رديابي شده است در مرحله اول، طبقه نخست به صورت اتاق‌هايي پيرامون يک حياط مرکزي ساخته شده است و در مرحله بعد حجم‌هاي مربوط به طبقات در ميان حياط مرکزي ساخته شده‌اند. 

بناهاي شهر از خشت و آجر ساخته شده‌اند و با وجود قدمت بسيار هنوز بخش زيادي از آنها بر جاي مانده‌اند. در نماي بناهاي موجود در محوطه چغازنبيل آجرهاي كتيبه‌داري با خطوط ميخي ايلامي و اَكَدي به كار رفته‌اند. اين آجرها روي بدنه‌هاي ذيقورات به فاصله هر ده رج تكرار ‌شده است. در اين آجرها نام و نسب شاه سازنده بنا ذكر شده و در آن مشخص شده كه اين بنا چگونه و به چه منظوري ساخته شده است. به اين ترتيب هزاران آجر ساده و کتيبه‌دار بناهاي شهر را تزيين مي‌کرده‌اند. علاوه بر اين از آجرهاي لعابدار، ملات قير طبيعي، اندودهاي گچي و گل ميخ‌هاي سفالين استفاده زيادي شده است.

درهاي معابد و كاخ‌ها از چوب بوده كه با ميله‌هاي شيشه‌يي تزيين مي‌شده‌اند. طي حفاري‌هاي به عمل آمده قطعاتي از مجسمه‌هاي سفالين و لعابدار گاوهاي نر که از دروازه‌هاي ورودي بناي ذيقورات محافظت مي‌نمودند، به دست آمده‌اند. ظروف مختلف سفالي و سنگي، مهرهاي استوانه‌يي، اشياي فلزي، پيکرک‌هاي سفالين و اشياي تزييني از جمله ديگر آثار به دست آمده از اين محوطه است.

حفاري گسترده اين محوطه در ۱۲۲۰ خورشیدی توسط رومَن گيرشمن (Roman Girshman) باستان‌شناس و محقق برجسته فرانسوي انجام شد، اطلاعات بسياري درباره ساختار ذيقورات و معابد مجاور آن در دسترس علم باستانشناسي قرار داده و آگاهي موجود درباره مسايل تاريخي دوران "ايلام ميانه" را بسيار غني‌تر نموده است.

چغازنبيل در سال ۱۳۵۷ خورشیدی از طرف سـازمان علمي ـ فرهنگي يونسكـو در ليسـت ميراث جهاني قرار گرفت. اين محوطه يکي از سه اثر ثبت شده کشور در ليست ميراث جهاني است. اهميت و اصالت اين محوطه تاريخي همراه با جاذبه‌هاي طبيعي آن از جمله عوامل موثر در به ثبت رسيدن اين مجموعه بوده‌اند.

متاسفانه پس از حفاري‌هاي چغازنبيل اغلب بقاياي معماري در معرض فرسايش قرار گرفته‌ بودند و به دليل نفوذ آب باران در ساختار بناها، فرآيند آسيب‌ديدگي سرعت يافته بود. لذا طي چند سال اخير، ضمن توسعه پژوهش‌هاي باستانشناسي در پروژه چغازنبيل، اقدامات موثري نيز به منظور حفاظت بيشتر مجموعه در برابر فرسايش به عمل آمده است.  

 دانيال نبي  

دانيال يكي از پيامبران بني اسرائيل (قرن هفتم قبل از ميلاد) است . دانيال به زبان هاي عبري مفهوم (خدا حاكم من است) را دارد . در  ۲۶۶۵ سال پیش وي را به دربار «نبوكد نصر» پادشاه بابل به اسارت بردند . وي در آنجا به علوم كلدانيان وزبان مقدس واقف گرديد ودر حكمت از آنان پيشي گرفت . اولين واقعه اي كه سبب نفوذ دانيال نبي گرديد تعبير خواب نبوكد نصر بود . بدين گونه پيغمبري خود را آشكار نمود ومورد توجه آن پادشاه قرار گرفت . وي به همراه عده اي از قوم يهود به ايران مهاجرت نمود ودر شوش ساكن شد ودر آنجا وفات يافت .

آرامگاه دانيال نبي در ساحل شرقي رودخانه شاوور و روبروي تپه ارگ قرار دارد . بناي زيارتگاه شامل دوحياط است . بر روي گنبد مخروطي پله اي قرار دارد كه نوع رايج گنبدهاي منطقه است .

  قلعه شوش

در سال 1897 ميلادي ژان ماري ژاك دومورگان جهت تحقيق واكتشاف به شوش آمد ، دولت فرانسه را متقاعد ساخت تا محلي امن ومناسب براي هيات باستان شناسي فرانسه در شوش ايجاد نمايد . به همين منظور بلندترين نقطه تپه هاي شوش يعني اكروپل براي اين منظور انتخاب گرديد وقلعه اي با يك طرح قرون وسطايي اروپا بر فراز آن ساخته شد . ساختمان اين قلعه كه با نظارت حاج مصطفي دزفولي وبا مصالح محلي از جمله خشت بنا گرديد . تا سال 1912 ميلادي به انجام رسيد  . پلان قلعه ذوزنقه شكل است كه قاعده كوچك آن در سمت شمال واقع شده است . دور تا دور آن را راهرويي احاطه كرده ورديف اطاقهايي به سمت حياط،برگرد آن قرار گرفته اند . برج شمال غربي قلعه مربع شكل وبرج شمالي شرقي،دايره شكل است

 

  موزه شوش

موزه شوش با زير بناي 550 متر مربع در باغي به مساحت 14635 متر مربع در جوار كتابخانه عمومي شوش قرار دارد . اين موزه  در سال 1345 خورشيدي گشايش يافت

 

     كاخ شاوور

در سمت غربي رودخانه شاوور در سال 1347 خورشيدي كاخ جديدي كشف شد كه به سبب همجواري با اين رودخانه به همين نام مشهور است . اين كاخ داراي تالاري به اندازه 6/34 *5/37 متر با 64 ستون است  . پايه  ستونها از سنگ بوده وديوارها از خشت ساخته شده اند .

اين كاخ در 350 متري غرب آپادانا واقع است وتوسط اردشير دوم بنا گرديد .

 

  هفت تپه

هفت تپه در 15 كيلومتري جنوب شرقي شهر شوش قرار دارد . تحقيقات باستان شناسي هفت تپه از سال 1344 خورشيدي توسط دكتر نگهبان باستان شناس تواناي ايراني آغاز گرديد كه تاكنون منجر به كشف آثار با ارزشي همچون مجسمه هاي سفالي وفلزي ،آرامگاه ، معبد ،گورهاي دسته جمعي ،انواع ظروف سفالي وآلات موسيقي شده است .

با وجود آنكه تمدن در اين منطقه به 600 سال قبل از ميلاد بر مي گردد ولي آثاري كه در انجا از نظر بازديدكنندگان مي گذرد مربوط به بخشي از يك شهر ايلامي متعلق به 1500 تا 1300 قبل از ميلاد است .

  منطقه باستاني شوش

شوش در سرزمين جنوب غربي ايران ، مهد فرهنگ باستان واقع است . جايي كه تمدن ايلاميان در حدود 3000 تا 5000 سال قبل از ميلاد متولد شده است . پيشينه تاريخي اين منطقه وآثار كشف شده در آن ،باستان شناسان را بر  آن داشت تا با مطالعه دوره هاي مختلف تپه هاي باستاني شوش را به چهار قسمت تقسيم كنند :

             

  آكروپل

اين بخش از تپه هاي باستاني بالاترين نقطه اين اراضي است كه پيش از ساير نقاط ، توجه باستان شناسان را به خود جلب كرده است . پس از انكه آلات و ادوات مربوط به تمدن هاي عصر هخامنشي وما قبل آن در اين حوالي كشف شد قلعه اي بر قله تپه ها ساخته شد ، كه پس از مدتي به محل نگهداري آثار كشف شده قلعه اختصاص يافت .

آثاري كه در اين محل بدست آمده شامل چند قطعه از ستونهاي سنگي دوران ما قبل هخامنشيان وتعداد زيادي آثار منقوش به خط ميخي هستند .

 

   شهر شاهي

اين بخش در قسمت شرق قلعه وتقريبا در شمال شرقي آپادانا واقع است .  تاريخ اسرار آميز نهفته دردل لايه هاي مختلف اين سرزمين از بالا به پايين كه متعلق به دوره هاي اسلامي ،ساساني ،پارتي ،هخامنشي وماقبل آن هستند براي باستان شناسي پر اهميت هستند . آثار كشف شده در اين ناحيه روشن مي سازدكه ساكنان اين حوالي از قوم سامي نبوده وعمدتا بومياني بودند كه پيش از مهاجرت آريايي ها در  سرتاسر نواحي جنوبي ومركزي ايران سكونت داشته اند .

     آپادانا

آپادانا ناحيه اي است كه در جنوب شرقي شهر كه قصر زمستاني پادشاهان هخامنشي به خصوص خشايار و اردشير بوده است . در اين ناحيه تخته سنگ هاي تراشيده عظيم و ته ستونهاي بزرگ باتركيب هندسي بسيار دقيق و منظم ، آنچنان با وقار صف كشيده اند كه با گذشت هزاران سال همچنان بازتاب شكوه و عظمت تاريخي تمدن ايرانيان هستند.

جالب اين جاست كه نزديكترين تپه هاي سنگي و كوهستاني به اين ناحيه بيش از 50 كيلومتر فاصله دارند . حال اين تخته سنگ ها و ستون هاي به قطر يك تا دو متر با چه وسيله اي در آن عهد به اين محل حمل شدند ، موضوعي بسيار اعجاب انگيز است . برخي باستان شناسان معتقدند كه اين سنگ ها از راه رودخانه و با كمك جريان آب جابجا شده اند . نمونه كامل اين آپادانا كه كمتر خسارت ديده و معروف به « تالار صد ستون » است در مجموعه تخت جمشيد شيراز قرار دارد . در كليه قسمت هاي اين ناحيه ، آثار فراواني از نوع ظروف سفالي ، وسايل زينتي ، اشياء فلزي مفرغي و الواح منقوش به خط تصويري متعلق به 1700 سال قبل از ميلاد كشف شده است . در زمان پادشاهي داريوش شهر تاريخي شوش به پايتخت زمستاني انتخاب گرديده و كاخ مجللي در آن بر پا شد . پس از وي خشايار و اردشير دوم در تكميل اين شهر اقدام نموده اند . از بررسي آثار كشف شده در سرزمين شوش ، تاريخ تقريباً آغاز تمدن در اين ناحيه را به پنج هزار سال قبل از ميلاد مسيح (ع) نسبت مي دهند . منطقه باستاني شوش مشتمل بر تپه هاي باستاني شوش ، معابد و گورستان هاي باستاني هفت تپه و زيگوارت معروفترين زيگوارت جهان « چغازنبيل» كه روزگاري معبد قوم ايلام بوده در چهل كيلومتري شهر شوش واقع شده است .چغازنبيل است .

موقعيت جغرافيايي 

شهرستان شوش دانيال (ع) با 5/6 كيلومتر مربع مساحت در 24 كيلومتري جنوب غربي دزفول و115 كيلومتري شمال غربي اهواز بين 32 درجه و2 دقيقه عرض شمالي و47 درجه و1 دقيقه طول شرقي نسبت به نصف النهار گرينويچ قرار دارد. بلندي شهر شوش از سطح دريا 87 متر وفاصله هوايي تا تهران 479 كيلومتر است . فاصله زميني شوش تا تهران 766 كيلومتر، تا اهواز 115 كيلومتر ، تا دزفول 24 وتا انديمشك 38 كيلومتر است . حدود 1329 هـ .ش به بخش تبديل شد ، شهر باستاني شوش از مراكز تمدن قديم ،از معروفترين شهرهاي دنيا ،پايتخت چند هزار ساله مملكت عيلام وهمچنين پايتخت زمستاني امپراطوري هخامنشي بوده است .

حمد الله مستوفي خالق مزهه القلوب ، بناي آنرا به مهلانيل بنم قنيان بن انوش بن شيث بن آدم ابوالبشر نسبت داده است ومي گويد: اين اولين شهري است كه در خوزستان بنا كردند وهوشنگ بر عمارت آن افزوده وقلعه ساخت وبرآن قلعه قلعه اي ديگر درعنايت استحكام ،وشاپور ذوالاكتاف تجديد عمارت آن شهر كرد وشاهپور خره خواند . در طبقات پايين تر اين شهر آثاري بدست آمده كه باستان شناسان آنها را مربوط به 8 هزار سال پيش مي دانند ، نام اين شهر در تورات شوش يا شوشن آمده است .

حمزه اصفهاني شوش را چنين توصيف نموده : شوش به معني شهر زيبا ،باصفا ،خوب ولطيف .

در تورات ودر قاموس موسي درباره شوش آمده است : شوشن يا شوشان درعبري به زبان زنبق بوده ، در يونان سوسناي مي گفتند ونامهاي ديگرش «سوسا» «سوس» بوده، قسمت بزرگي از ولايت شوش وايلام را هم «سوسيانا» يا «سوزيانا» مي گفتند .

شوش يا شوشن نام همه گياهان تيره سنبل وزنبق ونرگس واسپرغم به شمار مي رود . شوش در قرون وسطي آباد ومركزي بزرگ براي خوزستان بوده است كه در آن روزگار چندين شهر ،آبادي وحومه داشته ودر آن شهر قلعه اي محكم وقديمي ،بازارهايي با شكوه ومسجدي با ستونهاي گرد وجود داشته اند .

اين شهر به داشتن منسوجات ابريشمي خام،ترنج،انارونيشكر معروف بوده است .

گفته اند كه آرامگاه دانيال نبي(ص) پيامبر خدا در بستر رود كرخه واقع است كه شهر شوش در كنار آن بنا گرديده ودر سال 17 هـ .ق شوش به تصرف اعراب درآمد . در دوره اسلامي نيز مدتها از شهر هاي پرجمعيت وپررونق بود ، هنگامي كه مركز خوزستانبه اهواز منتقل شد شوش اهميت خود را از دست داد .

پیشینه تاریخی شوشتر

پیشینه تاریخی شوشتر را باید از دو منظر دید. تاریخچه سکونت در منطقه شوشتر و تاریخچه شهر شوشتر.

پروفسور گیرشمن باستان شناس نامدار فرانسوی، غار پبده در شمال شرقی شهر شوشتر را نخستین سکونتگاه انسانی در ایران می‌داند و قدمت سکونت در شوشتر را به ده هزار سال تخمین می‌زند. ایلام شناس معروف والترهینس در کتاب دنیای گمشده ایلام، احتمال داده‌است شوشتر امروز همان آدامدن ایلامی باشد. و ظاهراً هيدالو در جایگاه کنونی این شهر قرار داشته‌است(گیرشمن-ایران از آغاز تا اسلام)، که بعدها رو به ویرانی رفته و سپس به وسیله پادشاهان هخامنشی تجدید بنا گردیده‌است. نیز احتمال داده‌اند محل قدیمی تر و ایلامی شهر در جایگاهی که هماکنون دستوا نام دارد بوده باشد(محلات جنوبی شهر). باستان شناسان در سال ۸۳ با کاوش تل ابوچیزان شوشتر، به آثاری برخوردند که ردپای حکومتهای اولیه شوش را در هفت هزار سال پیش در شوشتر نشان داد.

تاریخچه شهرنشینی در شوشتر:

ابن مقنع گوید: «اول شهری که پس از توفان نوح بنا نهادند، شوش و شوشتر بود.»(رجوع کنید به:مجالس المؤمنین-قاضی نورالله شوشتری(شهید ثالث)-جلد اول صفحه۶۹-انتشارات کتابفروشی اسلامیه- تهران-۱۳۶۵-چاپ سوم)

در باب قدمت شهر شوش برجهانیان هیچ شک نباشد. اما شوشتر... بسیاری گفته‌اند شوشتر را هوشنگ پیشدادی بساخت، هنگامی که وی از شوش به تفرج خارج گشت و به دشتی خوش آب و هوا با رودخانه‌ای پر آب و جنگلهای پردرخت رسید و به آن منطقه صفت افضل بر شوش نسبت داد: «شوش تر»، یعنی از شوش بهتر و دستور داد شهری به غایت زیبا و عظیم بنا کنند. ما با پذیرش قدمت شهر شوش ناچاریم با اندک سالی تفاوت قدمت شهرنشینی و تمدن در شوشتر را نیز باور داشته باشیم. در روزگاری که رسم زندگی بر کوچ نشینی بوده سنگ بنای شهری عظیم را بنا نهاده‌اند که پس از طی هزاره‌ها تا امروز آباد است. بسیاری از شهرها، با پیشرفت یک روستا به شهر تبدیل شده‌اند، اما سنگ بنای شوشتر از ابتدا شهر بوده‌است. متون تاریخی بسیاری از وجود قلعه سلاسل و نهر دارا یا داریوش شوشتر حکایت می‌کنند که این آبادی شوشتر را در دوران هخامنشی اثبات می‌کند. از دوران اشکانیان نیز باستان شناسان اشیا و سفالهای بسیاری در محدوده شهر شوشتر کشف کرده‌اند. اما شوشتر در زمان ساسانیان از شهرهای مهم ایران بوده و توجه حکومت را بسیار به خود معطوف کرده‌است. به گونه‌ای که قیصر روم را که شاپور اول ساسانی اسیر کرده بود به آبادی و عمران شوشتر می‌گمارد و بنا یا تجدید بنای سد شادروان را به وی می‌سپارد. در دوران ساسانیان تأسیسات آبی عظیم و پیچیده‌ای در شوشتر ساخته شده‌است که اکنون از مجموعه آنها به‌عنوان بزرگ‌ترین موزه آبی دنیا یاد می‌کنند. سدها، پلها، آسیابها و کانالهای بسیاری از آن دوران در شوشتر به یادگار مانده‌است. با ورود اسلام، سال ۱۷ هجری در جنگ شوشتر مسلمانان پس از وقفه‌ای طولانی موفق به فتح شوشتر می‌شوند. فرمانده لشکر ایرانیان، هرمزان و لشکر مسلمانان ابوموسی اشعری بود. در این جنگ براءبن مالک از صحابه پیامبر شهید گشت که در کنار قلعه سلاسل دفن است و آرامگاهش اولین بقعه اسلامی در ایران است. هرمزان نیز به دست مسلمانان اسیر گشت و وی را به امام علی سپردند.

در دوران اسلامی شوشتر از نظر علمی، فرهنگی و معارف اسلامی به مرحله‌ای رسید که همواره مورد توجه بود و در تمام دوران اسلامی مرکز حکومتی خوزستان بوده‌است. در آن دورانهای پر از کشمکش، در شورشهایی که بر علیه خلفای اموی و عباسی صورت می‌گرفت تا حمله مغولان و فتنه‌های مشعشع و غیره، خوزستان از موقعیت استراتژیکی برخوردار بود و فتح شوشتر بمنزله تسخیر خوزستان بود. در پایان قاجاریه با احداث راه آهن و عدم عبور آن از شوشتر و بی رونق گشتن کشتیرانی در کارون شمالی، شوشتر موقعیت بندری خود را از دست می‌دهد. متعاقب رکود اقتصادی در شوشتر، مرکزیت خوزستان به اهواز منتقل می‌گردد و با کشف نفت در خوزستان، توجه حکومت پهلوی معطوف به آبادان، مسجدسلیمان و اهواز می‌گردد و دیگر شهرهای خوزستان از روند توسعه باز می‌مانند و همواره در یک قرن گذشته نمودار توسعه شوشتر رو به منفی می‌رود. در دهه ۵۰ با ایجاد شرکت کشت و صنعت کارون (بزرگ‌ترین کارخانه تولید قند و شکر خاورمیانه) فصل جدیدی برای توسعه یافتن شوشتر آغاز می‌شود. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در طول جنگ تحمیلی، شوشتر از حملات هوایی دشمن در امان نمی‌ماند. اما نسبت به شهرهایی چون دزفول و اهواز دارای امنیت بهتری بوده و همین امر باعث می‌شد تا بسیاری از هموطنان جنگ زده به شوشتر پناه بیاورند.

در سفرنامههای بسیاری از شوشتر یاد شده‌است و نام شوشتر نیز در طول تاریخ جهان گیر بوده‌است. در متون تاریخی غرب (روم و یونان باستان) شوشتر را با Šurkutir می‌شناسند. همچنین در جهان عرب شوشتر را با نام «تستر» می‌شناسند. در بسیاری از اشعار کهن فارسی از دیبای شوشتر، پرند شوشتر و بهار شوشتر یاد شده‌است. همچنین شاهنامه فردوسی ماجرای ساختن سد شادروان شوشتر را در زمان شاپور اول ساسانی نقل می‌کند.

 مکانهای دیدنی شوشتر

تاریخی:

مجموعه آبشارهای شوشتر در دوران ساسانیان، جهت بهره گیری از نیروی آب به‌عنوان محرک آسیابهای صنعتی ساخته شده است. در این مجموعه بزرگ، ساختمان آسیابها، آبشارها، کانالها و تونلهای عظیم هدایت آب و سیکا که محلی جهت استراحت و تفریح است قابل توجه و جالب هستند. در سفرنامه مادام ژان دیولافوآ باستان شناس نامدار فرانسوی از این محوطه به عنوان بزرگ‌ترین مجموعه صنعتی پیش از انقلاب صنعتی یاد شده است.

برگرفته از

زيگورات چغازنبيل در استان خوزستان و در فاصله 40 كيلومتري جنوب شرقي شوش و 20 كيلومتري هفت‌تپه و در نزديكي كرانه غربي رود دز جاي گرفته است
 
اين زيگورات نيايشگاهي است كه در سال1250 پيش از ميلاد در دوره عيلاميان به فرمان پادشاه مشهور عيلامي به نام «اونتاش‌ گال» (1265- 1245 پيش از ميلاد) در ميانه شهر «دور اونتاشي» ساخته شده است
زيگورات چغازنبيل كه از بزرگترين بناهاي باستاني ايران به شمار مي‌رود، به تمامي از خشت و آجر در زميني به مساحت 11000 متر مربع و در 5 طبقه ساخته شده و ارتفاع آن در زمان آباداني به قريب 50 متر و سطح زيربناي آن به 25000 متر مربع مي‌رسيده است. هم اكنون نيمي از ارتفاع اين بنا از بين رفته است

رصدخانه يا بناي تقويمي مجاور زيگورات چغازنبيل، عكس از غياث‌آبادي، ۱۳۷۹


در سه سوي زيگورات چغازنبيل سه بناي كوچك آجريِ دايره‌اي شكل ساخته شده است كه تنها يكي از آنها كه در سوي شمال غربي قرار دارد تا حدودي سالم باقي مانده بود و ديگري كه در سوي جنوب غربي قرار دارد به دست مرمتگران عضو هيئت كاوش فرانسوي شبيه به نمونه سالمِ شمال غربي بازسازي شد. در اين بازسازي تنها نيمي از بنا ساخته شد و از بازسازي نيمه ديگر صرفنظر شد. بناي شمال شرقي كاملاً از بين رفته و تنها شالوده آن باقي مانده است

در باره كاربرد اين سه بنا نظريه‌هاي متفاوتي عرضه شده بود. رومان گيرشمن سرپرست هيئت كـاوش چغـازنبيـل و نيز آندره پـارو از آن به عنوان «پـوستامنـت» ‌به معناي پايه مجسمه نام برده‌اند. عده‌اي ديگر آنرا سكو، نيمكت، مذبح، محراب و قربانگاه دانسته‌اند؛ و بعضي ديگر به دليل شكل نيم‌دايره‌ايِ بناي بازسازي شده از آن به عنوان تريبون سخنراني ياد كرده‌اند. غافل از آنكه شكل نيم‌دايره‌اي آن تنها به اين سبب بوده كه تنها يك نيمه آن به دست مرمتگران بازسازي شده است. البته و بي‌گمان احتمال «پايه مجسمه» بودن اين بنا منافاتي با كاربرد تقويمي آن ندارد.

در چهار سوي اين سه بنا، چهار آفتاب‌سنج آجري به شكل تاق‌نما يا پنجره‌نما ساخته شده است كه با آفتاب‌سنج‌هاي رصدخانه نقش‌رستم شباهت ظاهري دارند

به گمان اين نگارنده، اين سه بنا كه بر روي هم مجموعه واحدي را تشكيل مي‌دهند، يك رصدخانه يا تقويم آفتابي براي سنجش گردش خورشيد و به تبع آن نگهداشتن حساب سال و سالشماري و استخراج تقويم و تشخيص روزهاي اول و مياني هر فصل سال يا اعتدالين بهاري و پاييزي و انقلاب‌هاي تابستاني و زمستاني بوده است

تغييرات زاويه بين گوشه‌هاي آفتاب‌سنج‌ها (كه تعدا آنها در مجموع به 12 عدد مي‌رسيده است) با تغييرات زاويه طلوع خورشيد در آغاز هر يك از فصل‌هاي سال برابر است. يا عبارت ديگر اين آفتاب‌سنج‌ها به گونه‌اي طراحي و ساخته شده‌اند كه بتوان هنگام طلوع يا غروب خورشيد با مشاهده سايه‌هاي متشكله در آن، آغاز يا ميانه هر يك از فصل‌ها كه منطبق با اعتدال‌هاي بهاري يا پاييزي و انقلاب‌هاي تابستاني و زمستاني مي‌باشد را تشخيص داد. اينگونه گاهشماري كه نه مبتني بر ماه‌هاي دوازده‌گانه، كه بر مبناي تقسيم برابر فصول به بازه‌هاي زماني برابر است، در نظام گاهشماري گاهنباري ايران بكار مي‌رفته است كه در فرصت ديگري به نظام گاهشماري خواهيم پرداخت. (براي آگاهي بيشتر از رصدخانه مجاور چغازنبيل نگاه كنيد به جلد يكم مجموعه مقاله‌هاي پژوهش‌هاي ايراني، 1380، از همين نگارنده).

در واقع شكل خاص اين تاق‌نماها كه با چند قوس يا رديفٍ پشت سر هم به ترتيب كوچك مي‌شوند؛ در آيين معماري باستان جايگاه ويژه‌اي داشته‌اند كه هر چند در آغاز براي كاربرد ويژه آفتاب‌سنجي آن ساخته مي‌شدند، اما بزودي به عنوان يك طرح تزئيني در بسياري از بناها و بخصوص در دروازه ورودي آن بكار گرفته شد

نمونه اين تاق‌نماها در بناهاي باستانيِ عيلامي و هخامنشي در شوش، بناهاي اورارتويي در پيرامون درياچه وان، بناهاي بين‌النهريني در اوروك و در نيايشگاه سفيد، بناهاي هخامنشي در تخت‌جمشيد، بناهاي اشكاني در نسا و هَترا (الحضره)، بناهاي ساساني در فيروزآباد و بيشاپور و تخت‌سليمان، و نيز در بسياري جاهاي ديگر ديده مي‌شوند

در چغازنبيل آجرهاي سازنده اين آفتاب‌سنج‌ها اختصاصاً براي همين كاربرد طراحي و قالب‌ريزي شده‌اند و داراي شكل خاص هشت ضلعي مي‌باشند. بر روي شش ضلع بيرونيِ يك رج از اين آجرها، كتيبه‌اي به خط و زبان عيلامي نگاشته شده است

من اونتـاش گـال، پسر هـومبـانومنـا، شاه انزان وشوش، من در اينجا بناي محترمي ساختم، يك سيـان كـوك. درسـال‌ها و روزهـاي پر شمار پادشاهي طولاني به دست آوردم. من بنا كردم يك شونشو ايرپي. من براي خداي گا ل واينشوشيناك يك سيان كوك ساختم

معـناي دو واژه مـهــم و كـليــدي ســيـــان كـــوك و شونشو ايرپي مشخص نشده است. م. ج. استو از سيان‌كوك به معناي احتمالي «ديدگاه، چشم‌انداز، ديدارگاه» نام مي‌برد (م. ج. استو، چغازنبيل- دور اونتاش، جلد سوم، متون ايلامي و اكدي، ترجمه اصغر كريمي، 1375) و به گمان ما تا حد زيادي به معناي حقيقي آن كه مفهوم رصدگاه و رصدخانه را مي‌رساند، نزديك شده است. كاربرد اين بنا صحت اين نام‌گذاري را تاييد مي‌كند

همچنين علاوه بر آفتا‌ب‌سنج‌هاي فوق، بناي زيگورات چغازنبيل بگونه‌اي ساخته شده است كه زاويه خط افق با خطي‌ فرضي كه گوشه طبقه اول هر ضلع از بنا را به بالاترين طبقه وصل مي‌كند، كاملاً برابر با زاويه و مسير حركت خورشيد بامدادي در هنگام اعتدالين است. از آنجا كه هر يك از طبقات زيگورات، كوچكتر از طبقات پاييني خود است، از نگاه ناظري كه در محل رصدخانه ضلع شمالي ايستاده است؛ خورشيد در مدتي كوتاه، چندين بار از پشت زيگورات طلوع و غروب ظاهري مي‌كند. آشنايي كامل و بيشتر با اين پديده مي‌بايست با تماشاي فيلم تهيه‌شده، انجام پذيرد. (براي تماشاي اين فيلم و سخنان ديگر به جلسه‌هاي سخنراني نگارنده در روزهاي يكشنبه هر هفته در بنياد فرهنگي جمشيد 88825212 مراجعه كنيد

متأسفانه برخي كسان بدون هيچگونه دليل يا شاهد علمي، اين بناهاي سه‌گانه را بعنوان قربانگاه و حتي قربانگاه انسان معرفي مي‌كنند كه از پيروان چنين ادعايي تقاضا دارم يا دلايل و شواهد بدست آمده از تصور خود را بيان دارند و يا از تكرار سخنان بدون دليل و مدرك خودداري كنند

معرفی چغازنبيل

 

محوطه تاريخی چغازنبيل در جنوب غربی ايران، استان خوزستان، 35 كيلومتری جنوب شرقی شهر باستانی شوش، در طول جغرافيايی 48 دقيقه و 30 ثانيه و عرض جغرافيایی 32 دقيقه قرار گرفته است. بلندترين نقطه اين مجموعه كه قله معبد بزرگ آن میباشد حدود 90 متر از سطح دريا ارتفاع دارد.

اين شهر در اوايل قرن 13 قبل از ميلاد توسط پادشاه ايلامی "اونتاش نپيريشا" (Untash Napirisha) در نزديكی رود دز ساخته شده و "دوراونتاش" (Dur Untash) ناميده میشده است. دوراونتاش به معناي قلعه اونتاش میباشد. در بعضی از متون ميخی اين شهر "ال اونتاش" (Al Untash) ذكر شده كه به معنی شهر اونتاش است. در مركز شهر معبد عظيمی بصورت مطبق بنا شده كه امروزه دو طبقه از آن هنوز پابرجاست. اين معبد موسوم به "ذيقورات" میباشد که به دو تن از خدايان بزرگ ايلاميان يعنی "اينشوشيناك" و "نپيريشا" اهدا شده است. معبد چغازنبيل بزرگترين اثر معماری بر جاي مانده از تمدن ايلامی است كه تا كنون شناخته شده است.

دورتا دور ذيقورات را ديواري احاطه ميكرده كه در مجاورت آن در جبهه شمال غربي معابدي براي خدايان "كريريشا", "ايشنيكرب" و "هومبان" بنا شده است. همچنين معابد ديگري در جبهه شمال شرقي قرار داشتهاند. مجموعه اين معابد توسط حصار ديگري احاطه ميشده است. در خارج از اين حصار بقاياي اندکي از خانههاي شهر در سطح زمين ديده ميشوند. دورتادور شهر سومين ديوار قرار داشته كه كل شهر را محصور ميكرده است. طول اين حصار خارجي حدود چهار كيلومتر ميباشد. در زاويه شرقي شهر و در نزديكي حصار خارجي، كاخهاي شاهي قرار داشتهاند. در زير يكي از اين كاخها پنج مقبره زيرزميني كشف شده است كه احتمالا به خانواده شاهي تعلق داشتهاند. در طرف مقابل شهر و بر روي ضلع شمال غربي حصار خارجي مخزني براي آب موجود است.

دو دوره مشخص ساختماني در برپايي ذيقورات رديابي شده است در مرحله اول، طبقه نخست به صورت اتاقهايي پيرامون يک حياط مرکزي ساخته شده است و در مرحله بعد حجمهاي مربوط به طبقات در ميان حياط مرکزي ساخته شدهاند. 

بناهاي شهر از خشت و آجر ساخته شدهاند و با وجود قدمت بسيار هنوز بخش زيادي از آنها بر جاي ماندهاند. در نماي بناهاي موجود در محوطه چغازنبيل آجرهاي كتيبهداري با خطوط ميخي ايلامي و اَكَدي به كار رفتهاند. اين آجرها روي بدنههاي ذيقورات به فاصله هر ده رج تكرار شده است. در اين آجرها نام و نسب شاه سازنده بنا ذكر شده و در آن مشخص شده كه اين بنا چگونه و به چه منظوري ساخته شده است. به اين ترتيب هزاران آجر ساده و کتيبهدار بناهاي شهر را تزيين ميکردهاند. علاوه بر اين از آجرهاي لعابدار، ملات قير طبيعي، اندودهاي گچي و گل ميخهاي سفالين استفاده زيادي شده است.

درهاي معابد و كاخها از چوب بوده كه با ميلههاي شيشهيي تزيين ميشدهاند. طي حفاريهاي به عمل آمده قطعاتي از مجسمههاي سفالين و لعابدار گاوهاي نر که از دروازههاي ورودي بناي ذيقورات محافظت مينمودند، به دست آمدهاند. ظروف مختلف سفالي و سنگي، مهرهاي استوانهيي، اشياي فلزي، پيکرکهاي سفالين و اشياي تزييني از جمله ديگر آثار به دست آمده از اين محوطه است.

حفاري گسترده اين محوطه که بين سالهاي 1951 تا 1962 ميلادي توسط رومَن گيرشمن (Roman Girshman) باستانشناس و محقق برجسته فرانسوي انجام شد، اطلاعات بسياري درباره ساختار ذيقورات و معابد مجاور آن در دسترس علم باستانشناسي قرار داده و آگاهي موجود درباره مسايل تاريخي دوران "ايلام ميانه" را بسيار غنيتر نموده است.

چغازنبيل در سال 1979 ميلادي از طرف سـازمان علمي ـ فرهنگي يونسكـو در ليسـت ميراث جهاني قرار گرفت. اين محوطه يکي از سه اثر ثبت شده کشور در ليست ميراث جهاني است. اهميت و اصالت اين محوطه تاريخي همراه با جاذبههاي طبيعي آن از جمله عوامل موثر در به ثبت رسيدن اين مجموعه بودهاند.

متاسفانه پس از حفاريهاي چغازنبيل اغلب بقاياي معماري در معرض فرسايش قرار گرفته بودند و به دليل نفوذ آب باران در ساختار بناها، فرآيند آسيبديدگي سرعت يافته بود. لذا طي چند سال اخير، ضمن توسعه پژوهشهاي باستانشناسي در پروژه چغازنبيل، اقدامات موثري نيز به منظور حفاظت بيشتر مجموعه در برابر فرسايش به عمل آمده است.

 

+ نوشته شده در شنبه چهارم فروردین 1386ساعت 18:24 توسط حمید رضا سمنانی |

 
hits