تبليغاتX
سایه های امپراطوری ایران زمین

فردریش  نیچه :اراده زندگي برتر و نيرومند تر در مفهوم ناچيز نبرد براي زندگي نيست، بلكه در اراده جنگ اراده قدرت و اراده مافوق قدرت است!


جبران خلیل جبران : به رویاها ایمان بیاورید که دروازه های ابدیت اند .


اُرد بزرگ : اگر می خواهی بزرگ شوی ، از کردار نیک دیگران فراوان یاد کن .


بزرگمهر  : بیهوده گویان پند آموزند ، زیرا هشیاران عیب ایشان را به دیده می نگرند و از بیهوده گویی می پرهیزند .


سروانتس : زن مانند شیشۀ ظزیف و شکستنی است . هرگز توانایی مقاومت او را نیازمایید . زیرا ممکن است شیشه ناگهان بشکند .


فردریش  نیچه :باری ؛ بدترین چیز خرداندیشی ست. به راستی ؛ شرارت به که خرداندیشی!


جمال الدین اسدآبادی : هواخواه مرگ در راه سربلندی وطن یا با قهرمانی به شهادت می رسد یا زندگی شرافتمندانه ای بدست می آورد.


نادر شاه افشار : تمام وجودم را برای سرفرازی میهن بخشیدم به این امید که افتخاری  ابدی برای  کشورم کسب کنم .


جیمز تی. مک کی : میزان کارایی شما هر چه باشد ، توانایی های بالقوه شما بیشتر از آن است که تا کنون به فعل در آمده است.


ارد بزرگ : اگر می خواهید در تنهایی با خودتان گفتگو کنید در آغاز پیرامون خود را سامان بخشید .


کالون : شمشیر می تواند روح را از بدن جدا سازد ، ولی هرگز نمی تواند عقیده ای را از مغز کسی بیرون کند .


ارد بزرگ : اگر بر اداره خود توانا نباشیم ، دیگران سرنوشتمان را خواهند ساخت .


آبراهام لينكلن : من نمی دانم پدربزرگم که بود ، اما به این نکته بیشتر اهمیت می دهم که بدانم نوادۀ او چه کسی خواهد شد .


جبران خلیل جبران : براستی آيا اين خداوند است که انسان را آفريده است يا عکس آن؟
خداوند، درهای فراوانی ساخته که به حقيقت گشوده می شوند و آنها را برای تمام کسانی که با دست ايمان به آن می کوبند ، باز می کند.
نيکی در انسان بايد آزادانه جريان و تسرِی يابد .


جان هاگای : تمام سرمایه های خود را یک جا جمع کنید ، همه استعدادهای خود را گرد آورید ، تمام نیروهای خود را آرایش دهید و همه توانایی های خود را برای تسلط روی حداقل یک زمینه کاری متمرکز کنید.


بزرگمهر : بد خو چنان به رنج اندر است که از زندگانی و تندرستی و خواسته لذت نمی برد .


فردریش  نیچه :برادران آیا من سنگدل ام ؟ باری من می گویم : هرچه را که افتادنی ست می باید بیشتر زور داد!
هر چه امروزین است می افتد و بر می افتد ! چه کس می خواهد آن را نگاه دارد ؟ باری من - می خواهم آن را بیشتر زور دهم !
می شناسید شهوتی را که سنگ را به ژرفناهای تند شیب فرو می غلتاند ؟
بنگرید این انسان های امروزین را که چه گونه به ژرفناهای من فرو می غلتاند ؟
برادران من پیش درامد بازیگرانی بهترام یک سر مشق از سرمشق من پیروی کنید !
و به آن کس که پرواز نمی آموزید تندتر افتادن آموزید!


جیمز آلن : راز قدرت واقعی در این است : با تمرین کردن مداوم یاد بگیرید که چطور توانایی های خود را هدر ندهید و در هر لحظه آنها را بر یک نقطه متمرکز کنید.


ارد بزرگ : اگر می خواهی کسی را بزرگ کنی ، پیوسته از او به دشمنی یاد کن .


آندره ژید: هرگز برای خوشبختی امروز و فردا نکن.


اُرد بزرگ : ریشه کارمند نابکار ، در نهاد سرپرست ناتوان است .


نادر شاه افشار : هر سربازی  که بر زمین می افتد و روح اش به آسمان پر می کشد نادر می میرد و به گور سیاه می رود نادر به آسمان نمی رود نادر آسمان را برای سربازانش می خواهد و خود بدبختی و سیاهی را ، او همه این فشارها را برای ظهور ایران بزرگ به جان می خرد پیشرفت و اقتدار ایران  تنها عاملی است که فریاد حمله را از گلوی غمگینم بدر می آورد و مرا بی مهابا به قلب سپاه دشمن می راند ...


توماس کارلایل: هر اقدام بزرگ ابتدا محال به نظر می رسد.


اُرد بزرگ : اگر به سخنتان پایبندید، نیازی نیست برای آن پوزش بخواهید .


بزرگمهر  : بهترین خو سازش و آشتی خواهی است .


جبران خلیل جبران : اگر از دوست خود جدا شدی ، مبادا که بر جدایی اش افسرده و غمین گردی ، زیرا آنچه از وجود او در تو دوستی و مهر برانگیخته است ، ای بسا که در غیابش روشن تر و آشکارتر از دوران حضورش باشد .


توماس جفرسون : صداقت نخستين بخش كتاب عشق است


فردریش  نیچه :بدترين خوانندگان کتاب آنانی اند كه چون «سربازان غارتگر» عمل مي كنند، يعني از هر جا كه دستشان برسد تكه يي بر مي دارند.


جواهر لعل نهرو : میدان جنگ فرصت مطالعه به کسی نمی دهد ، هرکس هر چه می داند باید به کار برد .


جیم کتکارت : شما تبدیل به همانی می شوید که تجسم می کنید


ارد بزرگ : اگر به یک خردسال ناروایی شدیتان ، بی پروا  از او  پوزش خواه.


اسکاول شین: جایی هست که جز تو هیچ کس آن را پر کند و کاری هست که جز تو هیچ کس قادر به انجامش نیست.


اُرد بزرگ : بدان همواره آنکه برای رسیدن به تو از همه چیزش می گذرد روزی تنهایت خواهد گذاشت، این هنجار دردناک زندگی است .


تولستوي  :  ميان آدميان چيزي نيست جز ديوار هايي كه خود ساخته اند .


نادر شاه افشار : گاهی سکوتم ، دشمن را فرسنگها از مرزهای خودش نیز به عقب می نشاند .


اُرد بزرگ : بداندیش همیشه ، کارش گره می خورد و بدخو عمرش کم است .

 

+ نوشته شده در شنبه چهارم فروردین 1386ساعت 19:35 توسط حمید رضا سمنانی |

بزرگمهر : توانگر راستین کسی است که آز در دلش راه نیافته است .


فردریش  نیچه :برای بشر بنیادی تر از بررسی حقیقت جستجوی ارزش آن بوده است و متافیزیسین ها همگی به دنبال ارزش گذاری مفاهیم متضاد بوده اند.


جبران خلیل جبران : گروهی دریای زیبای حقیقت را به درون خود نهان دارند و زلال آنرا در پیاله کوچک کلام نمی کنند .
به گرمای مهربان سینه ی آنان باشد که جان به سکوتی موزون ماوی گزیند .


واشنگتن ایروینگ : زبان یگانه آلت تیزی است که با استعمال زیاد تیزتر می گردد .


اُرد بزرگ : بدبخت کسی است که نمی تواند ناراستی خویش را درست کند .


جان کایزل : باور کردن دروغیکه انسان صد بار شنیده آسان تر از حقیقتی است انسان حتی یکدفعه هم آن را نشنیده است .


جواهر لعل نهرو : به گذشتۀ خود هرگز نمی اندیشم مگر آنکه بخواهم از آن نتیجه ای بگیرم .


والتر لیمپن: هنگامی که همه مانند یکدیگر می اندیشند، در واقع کسی نمی اندیشد.


اُرد بزرگ : با ولخرجی تنها مال نمی رود ، زمان ارزشش فرازتر و برتر است ، و آن هم نابود می شود .


جبران خلیل جبران : آه این زندگی است که زندگی را می طلبد ، به توان و امید ، به اشتیاق و شور ، اما به قالب اندامهایی در آمده است که دلواپس مرگند و نگران گور .
در اینجا هیچ گوری نباشد ، هیچ گوری .


فردریش  نیچه :بوزینه در برابر انسان چیست ؟ چیزی خنده آور یا چیزی مایهء شرم دردناک.
روزگاری کفران خدا بزرگترین کفران بود. اما خدا مرد و در پی آن این کفرگویان نیز بمردند.
براستی انسان رودی است آلوده. دریا باید بود تا رودی آلوده را پذیرا شد و ناپاکی نپذیرفت.
آن ساعت که می گویید : چه سود از دادگری ام که خویش را همچون شعله و ذغال نمی بینم . حال آنکه دادگر همچون شعله است و ذغال.
چه سود از رحم ام ؟ مگر رحم همان صلیبی نیست که بر آن آن دوستار بشر را میخکوب کرده اند؟
اما رحم من کجا و به صلیب کشیده شدن کجا ...


وتوشن : انسان در موقعیکه تمام دارایی خود را از دست بدهد تمام دوستان از میان می روند .


اُرد بزرگ : با ، رفته گان به جهان دیگر، همراه نتوان شد ، که رنج همراهی ، زندگی  را  بباد می دهد .


نيچه  : آنكه پرنده نيست نبايد بر پرتگاهها آشيان سازد


تاگور : آسمان برای گرفتن ماه تله نمی گذارد ، آزادی ماه است که او را پایبند می کند.


اُرد بزرگ : با احساس می شود پند و اندرز داد اما اداره یک کشور نیاز به هنجار و چهارچوبی سامان یافته دارد .


والتر پوپ : خشمگین شدن انتقام خطاهای دیگران را از خود گرفتن است .


فردریش  نیچه :بلند پروازی من آنست که در ده جمله چیزی را بگویم که کسی دیگر در یک کتاب می گوید .


ارد بزرگ : با گذشت ، شما چیزی را از دست نمی دهید بلکه بدست می آورید .


وباهاروف : ای مهر مادری که مقدس ترین محبت ها هستی ، از وصف عظمت آسمانی تو زبان زمینی ما عاجز است .


جیمز بادید : سعادت را باید در بین راه پیدا کرد نه انتهای جاده ، چون در آنجا سفر به پایان رسیده و دیگر دیر شده است . وقت برای سعادتمند بودن امروز است نه فردا .


چارلی چاپلین: دنیا آن قدر وسیع است که برای همه ی مخلوقات جایی هست، پس به جای اینکه جای کسی را بگیرید تلاش کنید جای واقعی خود را بیابید.


جبران خلیل جبران : شکنجه ها عشق به شما روا می دارد تا به رازی که در دلهایتان نهفته است پی برید و بدین وسیله جزئی از قبل حیات باشید .


ارد بزرگ : با ترشرویی به میان  توده رفتن ، تنها از بیماران ساخته است .


فردریش  نیچه :برخلاف ‹‹انديشه هاي مدرن›› درباره ي زن و مرد، آموزش واقعي در مورد رابطه ي جنس ها را بايد در فرهنگ هاي شرقي يافت.


واتلی : از ستایش و عیب جویی مردمان ، هیچکدام را نباید محک حقیقت شمرد ولی از هردوی آنها می توان به عنوان محک برای شخص خود استفاده کرد .


ویلیام آلن وایت : آنان که زندگانی را بستری از گلهای سرخ می دانند ، همیشه از خارهای آن شکایت دارند .


اُرد بزرگ : بازده خرد برای اهل اندیشه ، کلام سکرآور است
 

جبران خلیل جبران :اگر می توانستید شگفتی های دل تان را در برابر معجزه های هر روزه زندگی ماندگار سازید، دردهای خویش را از شادی های تان کمتر شگفت انگیز نمی یافتید، و اگر فصل های دلتان را پذیرا شوید بدانگونه که فصل های کشتزارهای تان را پذیرا هستید، آنگاه زمستان های اندو ه خویش را با خوش دلی به نظاره می نشستید.


بزرگمهر  : تن به تن آسانی و کاهلی نباید سپرد . کاری باش و از این راه شادی  و آسایش فراهم کن . 


فردریش  نیچه :آینده از آن کسانی است که به استقبالش می روند .


چارلی چاپلین : خودپسندی زنان بزرگترین علت بد بختی ایشان و زوال خانواده هاست . هیچ چیز به اندازۀ خودپسندی زنها بنای خانواده ها را ویران نکرده است .


ویکتور کوزن : آزادی حقیقی آن نیست که هرچه میل داریم انجام بدهیم ، بلکه آن است که آنچه را که حق داریم بکنیم .


فردریش  نیچه :توان خواهي مي تواند بر گذشت زمان پيروز شود .


ارد بزرگ : با بردباری همه چیز در چنگ توست .


ولسوانی: هر افتادنی همان برخاستن است. آن کس که به این حقیقت ایمان دارد به راستی خردمند است.


اُرد بزرگ : بزرگواری ، بی مهرو دوستی بدست نمی آید .


جبران خلیل جبران : در رنجی که ما می بريم ، درد نه تنها در زخم هايمان ، که در اعماق قلب طبيعت نيز حضور دارد.در تغيير هر فصل ، کوهها ، درختان و رودها ظاهری دگرگونه می يابند ، همانگونه که انسان در گذر عمر ، با تجربيات و احساساتش تحول می يابد. در دل هر زمستان ، تپشی از بهار و در پوشش سياه شب، لبخندی از طلوع نمايان  است .


آبراهام لينكلن : کشتن گنجشکها کرکس ها را ادب نمی کند .


اُرد بزرگ : بزرگترین کارخانه نابودی توانمندیها ، آیین آموزشی نادرست است.


شاتو بریان : وقتی انسان آنقدر ثروتمند شد که بتواند هر چه دلش می خواهد بخرد ، می بیند معده اش بیمار است و همه چیز را هضم نمی کند .


ارد بزرگ : بزرگترین نابکاری آن است که بپنداریم برای آنکه برترین باشیم باید دست به ویرانگری چهره دیگران بزنیم .


گراسیان : برتری همیشه منفور بوده است ، و هنگامیکه برتر از همه ای بیشتر منفوری .


فردریش  نیچه :تکبر زائیده قدرت مادی است و تواضع زاییده ضعف معنوی.


جبران خلیل جبران : جهت الهی شما ، دریایی است پهناور و بی ساحل . ذات الهی شما از ازل پاکیزه بوده است و تا ابد نیز خالص و پاک خواهد ماند .


گولاس: محبت نیرومندترین جادوها است.


جوجیا اوکیف: مهم نیست کجا متولّد شدم و چگونه و کجا زندگی کرده ام. مهم این است که در آنجا که بوده ام چگونه رفتاری داشته ام.

+ نوشته شده در شنبه چهارم فروردین 1386ساعت 19:33 توسط حمید رضا سمنانی |



 
  به نام خدا

سلام دوستان عزیز و اینک ادامه ی مطلب قبل

مراسم ازدواج زاب و رود
بارداری و زایمان رود

سر انجام زمان انتظار بسر آمد و روز عروسی رود و زاب که همه ساکنان سیلک از مدتها پیش در انتظار آن بودند فرا رسید.چون برای شرکت در این آیین علاوه بر مردم سیلک عده ی زیادی هم از مناطق اطراف به آنجا می آمدند..به دستور ایران بان قرار شد که مراسم عروسی در مرکز شهر و در کنار دریاچه برگزار شود.
در این روز مردم از زن و مرد و کودک همه برای شرکت در جشن عروسی زاب و رود از تپه فرود آمدند و کنار دریاچه بر زمین نشستند .زن های سیلک برای ابراز شادمانی شاخ گوزن ها را با سبزه آراستند و مردان مقدار زیادی ماهی و مرغابی فراهم کردند و به مناسبت آن جشن بزرگ گوزن هم کشتند و اتش افروختند.هیچ کس به عروس و داماد تبریک نمی گفت چون هنوز تشریفات به وجود نیامده بود .انواع تشریفات از جمله احترام از این جهت به وجود آمد که جانشین محبت قلبی شود. مثلا اکثرا مردم به رئیس یا مدیرشان نه از روی علاقه بلکه به خاطر منافع شخصی احترامهای بیش از اندازه می گذارند باور کنید اکثرا وقتی طرف حضور ندارد کلی هم پشتش غیبت می کنند .
محبتها در این دوره زمونه اکثرا دروغین است.بگذریم .
مردم سیلک ساده بودند و یکدیگر را دوست می داشتند و شادی یک پسر و دختر جوان شادی همه ی انها بود و بین آنها تملق وجود نداشت و پس از این که شکم سیر شد و با آب زلال نیز رفع عطش نمودند چوب را بر پوستی که رو ی کوزه ها کشیده بودند زدند و صدای طبل برخاست و همه با صدای طبل شروع به رقص کردند و ایرانبان هم مثل دیگران در رقص شرکت نمود. 
زن و مرد آن قدر رقصیدند که از حال رفتند و کنار دریاچه خوابیدند و صدای طبل ها نیز خاموش گردید .سکنه سیلک تا غروب خوابیده بودند و بعد از این که شب فرود آمد صدای مرغابی ها که از آسمان در نیزارها ی کنار دریاچه فرود می آمدند مردم را از خواب بیدار کرد و چند نفر از مردان دویدند و از آتش خانه سیلک آتش آوردند و کنار دریاچه آتشی بزرگ افروختند و آن آتش تا صبح روز دیگر باقی بود و مردم سیلک در تمام جشنها هنگام شب اتش می افروختند و جشن بدون آتش در نظر آنها جلوه نداشت.نکته جالبی که در این کتاب خواندم((سرزمین جاوید)) کلمه ی گیل که ما در عروسیها زیاد از آن استفاده می کنیم (((این کلمه ((گیل))بانگ شادی ایرانیان اولیه بوده از کتاب (لغت هند و اروپایی) در پنج جلد تالیف بروکلمان آلمانی اقتباس شده و این کتاب یکی از کتابهای برجسته فرهنگ بشری در این عصر است.))
رود بعد از عروسی از پدر جدا شد و در خانه ای که زاب ساخته بود سکونت نمود و طولی نکشید که باردار گردید.
رود مادر نداشت تا این که به او بگوید چگونه بزاید و ایرانبان مادر شوهرش به او تعلیم داد و گفت یک روز یا یک شب تو احساس درد شدیدی خواهی کرد و آن درد قدری طول می کشد و بعد رفع می شود اما باز درد مزبور می آید و بعد از چند لحظه از بین می رود .به طور کلی تو سه مرتبه احساس درد خواهی نمود و مرتبه ی سوم متوجه خواهی شد که بر تو فشار می آید و آنگاه جنین از شکمت خارج می شود وقتی صدای گریه طفل را شنیدی طفل را با دو دست بگیر و او را خوب بلیس((از کتاب پرفسور گرانتوفسکی روسی در کتاب ایران قبل از تاریخ در سال 1959منتشر گردید))!!
آنگاه طفل را در پوست گاو جا بده و بگذار بخوابد و روز بعد وقتی بیدار شد به او شیر ده و بگذار بعد از خوردن شیر باز بخوابد!!
رود از درد زاییدن زیاد متالم شد و به مقیاس امروز از لحظه ای که درد را احساس کرد تا موقعی که طفل به دنیا آمد بیش از یک ساعت طول نکشید!رود طفل خود را با دو دست گرفت و سر تا پایش را لیسید و آنگاه کودک چشمهای خود را گشود و رود از مشاهده ی چشم های آبی رنگ کودک خیلی لذت برد و گفت چشم ها ی تو مثل چشم های پدرت می باشد و سپس کودک را در پوست قرار داد تا استراحت کند و خود به کارهای همیشگی مشغول گردید.
زن های ما در این دوره بعد از زایمان مدت چندین روز استراحت می کنند و مادران ما تا همین اواخر مبتلا به آل زدگی می شدند و می مردند اما رود و سایر زن های سیلک بعد از زایمان نیز استراحت نمی کردند .در زندگی رود و زن های دلیر ایرانی استراحت کردن قبل از زایمان و پس از وضع حمل معنی نداشت و هرگز مبتلا به آل زدگی نمی شدند برای اینکه زن قابله موجود نبود تا آنها را مبتلا به آل زدگی کند((البته منظور قابله های قدیم که از طب و بهداشت اطلاعی نداشتند...یکی از مخوف ترین بلاها یی که تمدن عارض نوع بشر کرد دستهای کثیف زن قابله بود که در طول هزارها سال صدها و شاید هزار میلیون زن زائو را به قبرستان فرستاد .دکتر (سمل ویس) مجارستانی در قرن نوزدهم میلادی علت مرض آل زدگی را کشف کرد و دانست که دست کثیف قابله تولید آل زدگی می کند و می گوید آن قدر که زن قابله آدم کشت از آغاز تاریخ تا امروز (قرن نوزدهم) امراض طاعون و وبا آن اندازه سبب هلاکت افراد بشر نشده است.دست کثیف زن قابله میکروب مرض ((پوئرپرال)) را که در مشرق به اسم آل زدگی معروف شده وارد بدن ملتهب و مستعد زائو می کرد و چون مرض مزبور سراپای زائو را قرمز می نمود می گفتند او را آل زد و آل یعنی رنگ سرخ.))
رود وسایر زن های سیلک چون از کمک زن قابله استفاده نمی کردند دچار مرض ال زدگی نمی شدند و بعد از وضع حمل به کارهای عادی خود می پرداختند !!!
در دوره ای که رود باردار بود ایران بان از فصل خوش سال استفاده کرد و در صدد بر آمد که سفری به جنوب کشور بکند...........................ادامه دارد.
قبل از پایان امروز مطلبی خوندم که برایم بسیار جالب بود گفتم شاید به درد آقایون بخورد.
هدیه خوشبختی زندگی....مردها همیشه برای خرید هدیه همسرانشان با مشکل مواجه می شوند آنها دوست دارند هدیه ای بخرند که مفید واقع شود اما اشتباه در همین جاست
اگر به مرد یک جعبه آچار بدهید به عنوان یک هدیه ی خوب قبول کرده و با آن عشق می کند ! ولی برای ما زنها زمان مهم است.همسر مردی اوایل فوریه از او یک میز اطو خواسته بود مرد یک هفته صبر کرد و برای روز والنتین آن را خرید .عجب اشتباهی!!!!کاش میز اطو را همان موقع خریده بود و برای روز والنتین یک شاخه گل به همسرش هدیه می داد.


سخن بزرگان


بزرگمهر : توانگر کسی است  که به آنچه خداوند توانا نصیبش کرده خرسند باشد . زیرا شوریده بخت تر و پراکنده خاطرتر از آزمند کسی نیست .


چارلز لویی مونت کیو: باید زیاد مطالعه کنید تا بدانید که هیچ نمی دانید.


ارد بزرگ : برای ربودن دلهای آدمیان باید بر هم پیشی بگیریم و این زیباترین آورد (مسابقه) زندگی است .


گالیله : هرگز مردی ولو بسیار نادان را ندیدم که از وی چیزی نتوانسته ام بیاموزم .


بزرگمهر  : پرحرف را که دشمن راستی و خصم روان پاک است هرگز نپذیر .


فردریش  نیچه :براستي ؛ اي كاش جنون شان را حقيقت نام بود يا وفاداري يا عدالت . اما دريغ كه فضيلت شان در خدمت دراز زيستن است و آسودگي نكبت بار.


ارد بزرگ : برای پرش های بلند ، گاهی نیاز است چند گامی پس رویم .


گاليله: قدرزمان حال را بدانيد كه گذشته بر نمي گردد و آينده شايد نيايد.


اُرد بزرگ : برای پویایی و پیشرفت ، گام نخست از پشت درهای بسته برداشته می شود .


جبران خلیل جبران : به هنگام باز ایستادن تنفس ،نفس از تکرار پی در پی آزاد  می شود و تلاش برای آزادی از زندانی مخوف و اوج گرفتن در فضایی گسترده و پر از آثار حیات به سوی پروردگار ادامه می یابد ، تا بی پرده به وصال برسد .


گالیله : شما نمی توانید به یک نفر چیزی را که خودش از قبل نمی داند یاد بدهید . فقط می توانید او را از آنچه می داند با خبر و آگاه کنید.


اُرد بزرگ : هیچ گاه دشمن خویش را کوچک مپندار چون او بهترین دوستت نیز هست ، او انگیزه پیشرفت و پویش بیشتر به تو خواهد داد .


گابريل گارسيا مارکز: تو ممكن است در تمام دنيا فقط يك نفر باشي ،‌ولي براي بعضي افراد تمام دنيا هستي.


اُرد بزرگ : هیچ گاه در برابر فرزند ، همسرتان را بازخواست نکنید .


سعدی : در میان دو کس دشمنی میفکن ، که ایشان چون صلح کنند تو در میانه شرمسار باشی .


فردریش  نیچه :براي گله ي انساني تمام نشانه هاي ابرانسان چون نشانه هاي بيماري يا ديوانگي ظاهر مي شوند.


ارد بزرگ : هنگامی که می خواهی کار و بایسته خویش را انجام دهی از کسی فرمان مگیر .


گولیو : حقیقت می تواند مدتی در حجاب تعویق و تأخیر بماند ولی همیشه جوان بوده و خود را معرفی خواهد نمود .


گارفیلد  : اندیشه ها بزرگترین جنگنده های جهانند و جنگی که اندیشه ای در دنبال دارد چیزی جز وحشیگری نیست .


جبران خلیل جبران : آنگاه مردم را درست می ببینی که در بلندیهای سر به آسمان کشیده حضور داشته باشی و نیز در منزلگاههای دور .


بزرگمهر  : چون دل راست اندیش و زبان راستگو باشد در کاستی و نادرستی بسته می شود .

 


+ نوشته شده در شنبه چهارم فروردین 1386ساعت 19:32 توسط حمید رضا سمنانی |


اُرد بزرگ : برای رسیدن به نیکنامی ، گواهی برتر از راستی نیست .


چینگ : هرگز نمی توانیم صفت خوبی را در دیگران بشناسیم مگر اینکه از آن بویی برده باشیم .


چاحیت : اگر امروز حتی یک کلمه از دیروز بیشتر بدانید مسلماً شخص دیگری هستید .


هاینه : در این روزگار ما به خاطر اندیشه ها می جنگیم و روزنامه ها سنگرهای ما هستند .


ارد بزرگ : موشکافی در شکست ، پیشرفت  در پی خواهد داشت .


فردریش  نیچه :به سراغ زنان می روی ؟ تازیانه را فراموش مکن !


هزلت : آنکه از دشمن داشتن می ترسد ، هرگز دوست واقعی نخواهد داشت .


چایمن : حسد همچون مگس است که همه جای بدن سالم را رها می کند و بر روی زخمهای آن می نشیند .


ارد بزرگ : برای کامروایی ، هموار نگاهت به راستی باشد و درستی .


جبران خلیل جبران : شايد بتوانيد دست و پای مرا به غل و زنجير کشيد و يا مرا به زندانی تاريک بيافکنيد ولی افکار مرا که آزاد است نمی توانید به اسارت در آوريد.


هرود : زن کودکی است که با اندک تبسم خندان و با کمترین بی مهری گریان می شود .


بزرگمهر  : چون دانستی که خدا از خاکت آفریده کردنکشی و خود رایی مکن .


چترفیلد  : بعضی ها طوری هستند که دوستانشان هرقدر از آنها پایین تر باشند بیشتر دوستشان دارند .


ارد بزرگ : برای دلهره شبانگاهان ، نسیم گرما بخش خرد را همراه کن .


فردریش  نیچه :باری ؛ زرتشت در مردم نگریست و حیران بود. سپس چنین گفت :
انسان بندی است بسته میان حیوان و ابر انسان ؛ بندی بر فراز مغاکی.
فرارفتنی ست پر خطر ؛ در – راه – بودنی پر خطر ؛ واپس نگریستنی پر خطر ؛ لرزیدن و درنگیدنی پر خطر.
آنچه در انسان بزرگ است این است که او پل است نه غایت ؛ آنچه در انسان خوش است این است که او فراشدی ست و فروشدی.


اوبالدیا : جهان را نگه دارید، می خواهم پیاده شوم.


اُرد بزرگ : برای شناخت آدمیان ، بجای کنکاش در اندیشه آنها ، بدنبال شناخت پیشوای انگاره (فکر)آنها باشید .


هیوز: زیاد زیستن تقریبا آرزوی همه می باشد ولی خوب زیستن آرمان یک عده معدود.


اُرد بزرگ : برای بدست آوردن و گسترش خرد ، سختی را بر خود هموار کن .


جبران خلیل جبران : عشق هنگامی که شما را می پرورد شاخ و برگ فاسد شده را هرس می کند .


ارسطاطالیس : کسیکه پشت الاغ باد به غبغب بیندازد ، چون اسب سوار شود پاک دیوانه خواهد شد .


ارد بزرگ : برای بدست آوردن گنج خموشی ، بارگاه دانش ات را بزرگتر بساز .


چارلز مورگان : هيچ چيز در زندگي شيرين تر از اين نيست كه كسي انسان را دوست بدارد. من در زندگاني خود هر وقت فهميده ام كه مورد  محبت كسي هستم, مثل اين بوده است كه دست خداوند را بر شانه خويش احساس كرده ام


بزرگمهر  : خردمندی که بخشنده و دانشور و دادگر و نژاده باشد هرگز بد خو نمی شود .


فردریش  نیچه :باید بر فریب حواس خود پیروز شویم .


ارسطا طالیس : حکیمان مال را از برای آن دارند که محتاج لئیمان نگردند .


اُرد بزرگ : برای پاکزاد (مقدس) شمردن ، بیداری و آگاهی باشد .


آرت بوخونواله : تنها علاج عشق ، ازدواج است .


جبران خلیل جبران : با سالخوردگان و افراد با تجربه مشورت کنيد که چشمهايشان ، چهره ی سالها را  ديده و گوشهايشان ، نوای زندگی را شنيده است .


اُرد بزرگ : برای نزدیکی و همگرایی دودمان خویش ، کمک بهم و ستیز با نادانی و ناراستی را در پیش گیرید .


هنری لانگ فلو: کسی که برای خود احترام قائل است، از گزند دیگران در امان است. او کتی را بر بدن دارد که کسی را یارای پاره کردن آن نیست.


ارد بزرگ : برای ماندگاری ، پنداری جز پاکی روان نداشته باش .


فردریش  نیچه :تقريبا هر چيزي كه وجود دارد در معرض تاويل است؛ زندگي خود چيزي نيست جز ستيزه و جدال ارزش ها و مبارزه براي تاويل انديشه ها و آرمان ها.


حسن صباح : اگر قدرت ندارید که با نیروی خود مشکل ها را در هم بشکنید لااقل مرد باشید که در برابر حوادث بایستید .


حمید مصدق : در سرزمین هرز سرشاخه های سبز نمی روید


فردریش  نیچه :باید دنبال شادی ها گشت ولی غمها خودشان ما را پیدا می کنند.


ابوالعلاء معری  : زمین نیز مانند ما در جستجوی خوراک است و از این مردم می‌خورد و می‌آشامد


بزرگمهر  : خردوران همیشه به راه آزادگان و راستان می روند


ارد بزرگ : برای گردش دوروزه ، توشه ای سه روزه همراه ببر ، و اگر توان رسیدن به خواسته زندگی ات را  دو هزار گام می دانی خود را آماده پیمودن سه هزار گام بنما ، چرا که شتاب در هنگام رهسپاری نباید کم شود .


جبران خلیل جبران : طبيعت با آغوشی باز و دستانی گرم ، از ما استقبال کرده و می خواهد که از زيبايی اش لذت بريم.چرا انسان بايد آنچه در طبيعت ساخته شده است را از بين برد ؟


جبران خلیل جبران : چنانکه برگ ناچیز درخت نمی تواند رنگ سبز خود را تغییر دهد و آن را به زردی درآورد ، جز با خواست طینت درخت و نوعی شناخت که در نهاد آن به کار گرفته شده است ، کسی هم که مرتکب گناهی می شود قادر نیست بدون خواست و اراده ناپیدای شما و نیز بدون آگاهیهای مرموز دل شما مرتکب بزهکاری شود ، زیرا شما همگی در یک قافله رو به سوی ذات الهی در حرکتید (راه شمایید و رهروان شما ) .


كريستين‌ : براي‌ ازدواج‌ كردن‌، بيش‌ از جنگ‌ رفتن‌، شجاعت‌ لازم‌ است‌.


بزرگمهر  : چون به کسی اجازه دادی که در حضورتو سخن بگوید بر او درشتی و تندی مکن و بمان تا سخنش را به پایان برد


ارد بزرگ : برای آنکه به پایین پرتاب نشویی ، دست گیر آدمیان شو .


فردریش  نیچه :جهان هیولای انرژیست که آغاز و پایان ندارد وتنها خود را دگرگون می سازد.


آلن لاکین : برنامه ریزی ، آوردن آینده به زمان حال است تا بتوانید همین الان کاری برای آن انجام دهید.


ارد بزرگ : برای آنکه پرواز کنی ، پیکر خویش را به حال خود رها مکن .


هنری ترو : از این نکته مشوق تر نمی توان که بشر دارای دارای قدرت انکار ناپذیری است که می تواند با یک مجاهدت آزادی زندگی خود را اعتلا دهد اگر کسی در جهت رویا و تخیل های خویش راه برود و کوشش کند و آن زندگانی ای را که در عالم خیال برای خود مجسم کرده است فراهم سازد با موفقیتی که در لحظه های عادی غیر منتظره است مواجه خواهد شد.


ارد بزرگ : برای آنکه فربه شوی ، نخست با خود یکی شو .


فردریش  نیچه :پاکی نفس جدایی می آورد.


هربرت اسپنسر : انسان قبل از هر چیز باید حیوان خوبی باشد .


حکمت هندو : پاداش درستی را در درستی بجوی ، و انگیزۀ کار نیک را همان نیکی بدان و سود دیگر مخواه .


اُرد بزرگ : پیش از آنکه با کسی پیمانی ببندید ، دمی درباره توانایی خود در اجرای آن بیندیشید و سپس پاسخ گویید .


بزرگمهر  : خرسندترین  آدم کسی است که دل از مهر و موافقت گردان سپهر برگیرد


هرشل : امید غذای روزانۀ بیچارگان است .


حسين بهزاد : هرگز مگذاركه خنده تو باعث گريه ديگري شود .


حافظ : فلک به مردم نادان دهد زمام مراد *** تو اهل دانش و فضلی همین گناهت بس

+ نوشته شده در شنبه چهارم فروردین 1386ساعت 19:30 توسط حمید رضا سمنانی |

به نام خدا
سلام
دوست عزیز و گرانقدرمان آقا مصطفی امر فرموده بودند که در باره سپندارمذگان یا روز عشق ایرانی بنگاریم البته توضیحات زیبا و جالبی در این مورد ارائه فرموده بودند که ما نیز استفاده کردیم که در اینجا برای شما نیز عینا نقل قول می کنیم.
((یه موضوع خیلی خوب پیدا کردم که اگه بتونی توی پست بعدی درباره اش بنویسید واقعا عالی میشه.
البته باید دیروز براتون می گفتم اما بد موقع یادم افتاد. حتما همین امروز درباره اش بنویسید چون امروز که 29 بهمن هستش روز عشق ایرانی است که درست سه روز قبل روز عشق مغرب زمین بوده که خودتون میدونید ولنتاین نام داره که گذشت ولی امروز روز عشق ایرانی است که به قولی متعلق به بیست قرن پیش از میلاد است اما ولنتاین متعلق به سه قرن پیش از میلاد است.حالا این روز عشق ایرانی که سپندارمذگان نام داره بد جوری مورد بی مهری خود ایرانی ها قرار گرفته عوضش رسم غربی ها اجرا میشه.
در مورد سپندارمذگان یک تاریخی مختصر عرض کنم :
در اسطوره های ايران باستان، اسپندارمذ، فرشته زمين بود و سپندار به معنای گستراننده، مقدس و فروتن، لقب زمين دانسته می شد. ايرانيان باستان، زمين را نماد عشق می دانستند زيرا به باور آنان، با فروتنی و گذشت به همه عشق می ورزد و همه را از زشت و زيبا به يک چشم می بيند.
در اين روز که همچنان ميان زرتشتيان جشن گرفته می شود، عشاق به هم هديه می دهند. مردان، همسر، مادر، دختر و خواهرشان را گرامی می دارند و بر «تخت شاهی» می نشانند؛ از آنان اطاعت می کنند و به آنان که نماد زمينند، هديه می دهند.
حالا درخواست میکنم که اگه میتونید امروز درباره ی این مراسم قدیمی ایرانی که بین ایرانیان غریبه شده توضیحی بدید و تعریفی کنید تا آگاهی دیگران نسبت به آن زیادتر بشه و حالا امسال که هیچ اما سال بعد مراسم بهتری در مورد این روز عزیز ایرانی برگزار بشه.
من منتظر پست جدیدتون در مورد این موضوع هستم اگر امکانش هست.))
البته فکر میکنم که توضیحات این بزرگوار به اندازه کافی جامع و کامل بوده باشد.
لذا با کسب اجازه از این عزیز نظر به گذشتن تاریخ مورد قید شده و نیاز به بررسی بیشتر توسط اینجانبان به امید خدا در سال آینده مطلبی در این خصوص خواهیم نوشت.
و حالا ادامه ماجرای ایرانبان پادشاه ایران و سفر وی به جنوب کشور....
ایرانبان عازم سفر شد لازم است گفته شود که هنوز ایرانیان نمی توانستند از وسط دریاچه عبور کنند زیرا نه شراع داشتند تا برای بحر پیمایی از بادبان استفاده نمایند و نه در موقع شب و هنگامی که هوا ابر بود می توانستند جهت یابی نمایند .لذا پیوسته در طول ساحل حرکت می کردند چون اطمینان داشتند که هرگز گم نخواهند شد و هر زمان که دریاچه بر اثر طوفان متلاطم می گردید از کشتی پیاده می شدند و صبر می کردند تا طوفان آرام بگیرد .
ایرانبان شنیده بود در سواحل غیر مسکون جنوب کشور افرادی نو ظهور دیده شده اند که موها و چشمهای سیاه دارند همین باعث شد تا او به آن منطقه سفر کند.
کشتی ایرانبان به طوری که گفتیم در امتداد ساحل حرکت می کرد و ملکه ی ایران امیدوار بود که به زودی به این افراد برسد و از آنها بپرسد که از کجا می آیند اما همین که گوزن های بارکش به مردان و زنان سیاه مو نزدیک شدند آنها گریختند و از نظر ناپدید شدندو معلوم شد که از ایرانبان و همراهانش می ترسند .بعد از اینکه ایرانبان از منطقه غیر مسکون از امتداد ساحل مراجعت کرد به جایی رسید که جماعتی از ایرانیان کنار دریاچه سکونت داشتند او از سکنه ی محلی شنید که انسانهایی که ایرانبان دیده است بسیار عجیبند و همه نوع جانور را می خورند و بعید نیست که روزی مثل جانوران وحشی به ایرانیان حمله ور شوند .
البته مواردی که ایرانبان در این سفر با آنها روبرو شد در آینده زمانی که عروسش جای وی را گرفت به واقعیت پیوست و این انسانها که بعدها سکنه ی سیلک آنها را تور خطاب کردند به ایرانیان حمله ور شده و چند نفر را به قتل رساندند.((تور به معنی سیاه بوده و به همین جهت سرزمین مردان سیاه مو و سیاه چشم به اسم توران خوانده شد))
به احتمال غریب به یقین اولین جنگ بین ایرانیها و غیر ایرانیها بر سر آتش در گرفت چرا که ایرانیان اولین ملت جهان بودند که آتش را کشف و از ان استفاده نمودند و همچنین اولین ملتی بودند که با کشف و ذوب مس صنعت فلز سازی را بنیان نهادند .((نقل قول از پروفسوراستانلی اسمیت استاد تاریخ فلز شناسی و صنعت در موسسه صنعتی ماساچوست آمریکا که در سال 1345 در ایران با یک هیات مشغول یافتن اولین کوره های ذوب مس بود ))
نکته قابل توجه دیگر اینکه سلطنت زنان در ایران مختص شهر سیلک نبود و در همه ی شهرها بانوان سلطنت می کردند و این شهر های کوچک از حیث تمدن شبیه به هم بودند .
غرض از ذکر این نکته ارائه ی ریشه ی یک افسانه ی اروپایی است که درآن زنانی به نام آمازون بر مردان حکومت می کردند .
مازون پادشاه یکی از این شهرها به نام گیان بود که شهری نزدیک نهاوند فعلی می باشد .آمازون که اصل ان مازون است کلمه ی اصیل ایرانی می باشد که بعدها به شکل آمازون وارد زبانهای اروپایی گردید.(فرهنگ هند و اروپا تالیف کارل بروکمان آلمانی ))
روزی مازون به اتفاق تعدادی از افرادش به دیدن زاب و رود آمد (ایرانبان وقت)و برای رود حکایت کرد که در گیان عده ای منبت کار زندگی می کنند که با قلمهای سنگی خود روی چوب اشکال گوناگون و بخصوص اشکال جانوران را نقش می کنند .
زاب و رود به دعوت مازون پادشاه گیان به این شهر سفر کردند و به همراه خود یک جفت اسب و یک جفت گوسفند در کشتی نهاده و با خود بردند روزی که زاب در ان شهر سوار بر اسب شد مردم شهر گیان حیرت کردند زیرا تا کنون چنین جانوری که قسمت فوقانی آن شبیه به انسان ولی دارای چهار دست و پای بلند باشد و بتواند با سرعت بدود ندیده بودند .
و آنها با مشاهده ی زاب در صدد بر آمدند با قلمهای سنگی خود شکل ان حیوان را تصویر نمایند و بدین ترتیب برای نخستین بار در دنیا جانوری ( روی چوب ) بوجود آمد که قسمت فوقانی تنه اش شبیه به انسان و قسمت تحتانی اش به اسب شباهت داشت چنین جانوری را که اروپاییان به اسم سانتور می خوانند برای اولین بار در ایران بوجود آمد و مشاهده ی اولین مرد سوار بر اسب طوری سبب حیرت گردید که تصور کردند نیمه ی فوقانی آن جانور انسان است و نیمه ی تحتانی حیوان (جرج دومریل ایرانشناس فرانسوی )
در قسمت آینده دلایل از بین رفتن شهر سیلک (حوالی کاشان فعلی) با آن همه آبادانی و تبدیل آن به صحرایی خشک و سوزان را برایتان خواهم نوشت.


سخن بزرگان


فردریش  نیچه :حقیقت نیازمند نقد است نه ستایش .


ارد بزرگ : پیش نیاز رسیدن به دلیری و بی باکی ، یافتن  آرمان و خواسته ای هویدا است .


جبران خلیل جبران : شما چون فصلهای سال هستید ، زیرا در زمستان خود بهار را انکار می کنید ، در حالی که بهار سرسبز هرگز شما را انکار نمی کند ، بلکه در سنگین ترین خواب غفلت به روی شما لبخند می زند ، بی آنکه خشمگین شود و یا با شما ستیز کند و صفا و یکرنگی را نادیده بگیرد .


هاولاک الیس : جاییکه در آن خوش بینی بیش از هر جای دیگر رواج و رونق دارد ، تیمارستان است .


اُرد بزرگ : پیش نیاز دلیر بودن بدنی ورزیده نیست ، گاهی آدمهای سبکبار، پشت تواناترین مردان را هم به لرزه افکنده اند .


كريستين : براي ازدواج كردن بيش از جنگ رفتن شجاعت لازم است .


اُرد بزرگ : پشتیبانی از داشته دیگران ، پشتیبانی از داشته خود ماست .


جبران خلیل جبران : کامل ترین پاداش برای انسان ، بخششی است که بتواند امیال هستی اش را تغییر دهد و خواستهای دو لب خشکیده از عطش او را دگرگون سازد و تمام زندگی اش را به چشمه های همیشه جوشان و ابدی تبدیل کند .

+ نوشته شده در شنبه چهارم فروردین 1386ساعت 19:29 توسط حمید رضا سمنانی |


                                     به نام خدا
سلام
ادامه مطلب....
سالی دیگر سپری شدوفصل باران فرا رسیدو منقضی گردید.گفتیم که بعد از خاتمه فصل باران آب دریاچه بالا می آمد ولی چون خانه های مردم سیلک روی تپه ها بود از بالا آمدن آب بیمی نداشتند.پس از انقضای فصل باران جانورانی که مهاجرت کرده بودند برگشتند و سراسر زمین مستور از گل شدو میلیونها پرنده بر شاخه های درختان خوانندگی می کردند.یک روز بعد از فصل باران..رود وقتی از خواب برخواست مشاهده نمود که آفتاب به خوبی نمی درخشد.اول تصور کردکه ابر آسمان را پوشانده است ولی فصل باران تمام شده بودوهوا گرم بود و ایرانبان دریافت آنچه آفتاب را کم رنگ کرده است ابر نیست بلکه چیز دیگر است.
او گفت فکر می کنم آنچه سبب تیرگی آفتاب گردیده است دود می باشدامامبدا دود را نمی دیدند و فکر می کردندآن چه آتشی است که دود  آن فضا را چنین تیره کرده آنروز تا غروب آفتاب ..دود آسمان را تیره کرده بودومردم به امید آنکه فردا آفتاب مثل روزهای قبل بدرخشد به خواب رفتند. اما روز بعد همه دریافتند که تیرگی هوا بیشتر شده و از آن گذشته ازفضا یک رایحه غیر طبیعی به مشام میرسد!رود متوجه شد دودی که فضارا تیره کرده از شمال می آید بنا بر این  او شوهرش و چند تن از مردان جوان را مامور کرد خود را به قله مرتفعترین کوه که در آن نزدیکی است برسانند و بفهمند که دود مزبور از کجا بر می خیزد.
آ نها نیز چنین کردند اما مبدا دود را ندیدند وفقط توانستند مشاهده کنند که از طرف شمال میزان دود زیادتر و انبوه تر است و هر چه هست آنجا میباشد هر قدر ازروز می گذشت فضا تیره تر میشد و بعد از اینکه نیمی از روز گذشت یک مرتبه زمین به لرزه در آمد. تا آن روز مردم سیلک دچار زلزله نشده بودند و همه از خانه ها بیرون دویدند و خود را به خانه ایرانبان رسانیدند تا از او بپرسند برای چه زمین تکان می خورد .اما او هم علت را نمی دانست  . پرندگان در حالی که بانگ وحشت بر می آوردند با سرعت از فضا می گذشتند و به سوی جنوب می رفتند و تمام جانوران جنگل از فرط بیم فرار می کردند و راه جنوب را پیش می گرفتند.آب در یاچه به تلاطم در آمده و امواج بزرگ ومرتفع ..به تپه ها حمله ور شد و ایرانبان فریاد زد که خود را به قله تپه ها برسانید .تا آن روز کسی چنین طوفانی را در دریاچه ندیده بود و امواج آب تعدادی از خانه ها را با هر چه در آن بود از بین برد وقتی افتاب غروب کرد و ظلمت مطلق بر همه جا مستولی گردید تپه ها به لرزه در آمد.

رود به اتباع خود گفت اگر امشب تا صبح زنده بمانیم و فردا هوا روشن شود به راه خواهیم افتاد و از راه خشکی به طرف جنوب خواهیم رفت.آن شب هول انگیز به پایان رسید و فردا آنها به طرف جنوب به راه افتادند .آنها از حیث غذا دغدغه نداشتند چون پیرامون آنها زمین سبز بود و می دانستند که می توانند جانوران را شکار کنند ولی بعد از صید جانوران می باید گوشت آنها را خام بخورند و آتشخانه ی آنها در سیلک هم به مناسبت اینکه کسی نبود در آن هیزم قرار بدهد خاموش گردید .
مدت ده روز آنها گوشت خام خوردند و وقتی هوا صاف شد و آفتاب مثل گذشته می درخشید راه شهر سیلک را در پیش گرفتند . آنها وقتی به شهر خود رسیدند حیرت زده مشاهده کردند که آب دریاچه به قدری پایین رفته که در هیچ دوره آنقدر آب آن پایین نرفته بود . در روزهای بعد آب دریاچه باز هم پایین رفت و یک روز سکنه سیلک وقتی بیدار شدند و نظر به دریاچه انداختند مشاهده کردند که جز لجن در ته دریاچه چیزی دیده نمی شود .اولین اثر نامطلوب خشک شدن دریاچه زیاد شدن حشرات به خصوص پشه بود و دومین اثر ناپدید شدن دریاچه این شد که فصل باران به تاخیر افتاد و مرغابی ها که به خصوص در پاییز می آمدند و کنار دریاچه سکونت می کردند دیگر نمی آمدند.
در آن سال فصل باران کوتاه گردید و به زودی ابر از آسمان رفت و خورشید تابید و قدری آب هم که در بستر در یاچه جمع شده بود ناپدید گردید وقتی بهار آغاز شد درختان غنچه کردند و مرغان در جنگل به صدا در آمدند اما بهار آن سال مثل دوره ی باران با سرعت گذشت و بعد درختهای جنگل به تدریج خشک شد زیرا رطوبت زمین که از آب دریاچه مدد می گرفت از بین رفته بود و فقط اشجار دامنه ی کوه ها باقی مانده بود .با خشک شدن درختها صدای پرندگان هم قطع شد و کف جنگل خشک شد و دیگر از آن زمین سبزه نرویید.تمام جانوران علف خوار که در گذشته در جنگل بودند ناپدید شدند و دیگر مردم سیلک گوزن ندیدند . "خشک شدن دریاچه ی مرکزی ایران فقط ناشی از تبخیر آب نبود و به احتمال زیاد یک آتشفشانی شدید توام با زلزله قسمتی از قشر خارجی زمین را شکافته و آبهای در یاچه را فرو برده بود و شاید بریدگی بزرگی که در فلات ایران دیده می شود موضعی باشد که در آنجا زمین شکافته شد ((دوکن گیلمن ایران شناس فرانسوی))
و بدین ترتیب مردم سیلک برای اولین بار با جانوری وحشت انگیز که امروز عقرب می خوانند و هنوز در کاشان فراوان است آَشنا شدند و در یافتند که نیش آن جانور خطر ناک است. مردم مجبور شدند برای سیر کردن شکم خود گندم بخورندو پیش گویی ایرانبان گذشته مادر شوهر رود جامه عمل پوشید .
مردم سیلک از دامنه ی کوهها گندم جمع می کردند و به شهر می آوردند و چون می دانستند خام نمی توانند بخورند آنها را در دیگ سفالی میریختند و روی آتش می نهادند ومی جوشانیدند و بعد از اینکه پخته میشد می خوردند زیرا که مردم سیلک رسم غذا پختن را می دانستند((طرز کشت گندم و آنگاه آرد کردن آن وپختن نان اولین بار در ایران ابتکار شد و ایرانیان رسم پختن نان را به اقوام دیگر آموختند --هارماتا ایران شناس انگلیسی))
هم چنین اولین لباسی که در ایران اختراع شد نمد بود --ماکس مولر خاور شناس معروف آلمانی
ایرانیان اولیه که معلم ریسندگی ملل دیگر بودند ریستن نخ را از بعضی جانوران فرا گرفتند--از کتاب ایرانیکا تالیف کروس دانشمند آلمانی.
شایان ذکر است که هر چند در آن زمان زلزله و آتشفشان باعث تبدیل آن بهشت زیبا به کویر برهوت گردید لیکن در زمان حاضر دیگر نیازی به این عوامل طبیعی نیست زیرا بشر کنونی که از هر بلای سماوی خطرناکتر است به دست خود این مهم را متقبل گشته و همه روز باقیمانده طبیعت زیبای این کشور را به دست نابودی می سپارد جهت اطلاعات بیشتر می توانید به وبلاگ دوست دانشمندمان آقای محمد درویش مراجعه فرمائید تا به عمق فاجعه پی ببرید.
همچنین به در خواست تعدادی از دوستان اطلاعات ناچیزی در مورد روز(( سپندار مزد)) می نگاریم:
زرتشتیان روزی را که نام ماه و نام روز با هم یکسان شود جشن می گیرند.سپندارمزد برابر با 29 بهمن نیز یکی از این روزهاست.سپندارمزد فرشته ی موکل زمین و حامی زنان است به همین دلیل این روز را روز زن نامیده اند و به زنان هدیه می دهند.مراسم این روز به این ترتیب است که در یک ظرف از جنس رودین یک نوع الیاژ خاص یا ظرفی چینی مقداری آب یا آویشن می ریزند و یک انار یا شاخه ی گل در آن می گذارند در بعضی مواقع نیز مقداری برنج و آویشن بر پاشنه ی در خانه می ریزند.همچنین از دیگر آداب این روز خواندن دعا و نیایش همراه دود کردن اسفند و کندر است.
ضمنا با توجه به تذکر تعدادی از دوستان مبنی بر اینکه ما روز زن را فقط تولد حضرت فاطمه (ع) می دانیم باید عرض کنم که هیچ منافاتی بین این موارد وجود ندارد اطلاع از تاریخ شناخت هویت می باشد و توجه به همسر منحصر به روز خاصی نیست فکر نمیکنم ایرادی داشته با شد که ما در روزهای متعددی از سال به همسرانمان پیشکشی هر چند کوچک تقدیم کنیم .


سخن بزرگان

 

بزرگمهر  : چون بخشنده ای با مستحق بخشش و کرم کرد در دل احساس شادی و فرح کند ، و ببالد . اما نیکی کردن به ناسزاوار روا نیست ، چه او هرگز قدر احسان را نمی شناسد و همچنانکه از خار خشک گل نمی روید ، ارج نهادن به نیکی را نمی داند . اگر از گنگی یا کری چیزی بپرسیم دور نیست که به گونه ای پاسخ گوید ، اما نشدنی است که نااهل و ناسزاوار قدر احسان را بشناسد و سپاس گوید .


هرمن كين : هيچ‌كس نمي‌تواند به كارمندان اين دوره انگيزه ببخشد بلكه اين انگيزه مي‌بايست درون خود افراد وجود داشته باشد


دوکلوس : نفهمی و نادانی سه نوع است : یکی آنکه انسان هیچ نداند ، دوم آنکه آنچه را که لازم است نداند ، و سوم آنکه آنچه را نباید بداند ، بداند .


دانته :به ياد داشته باش كه امروز طلوع ديگري ندارد.


ارد بزرگ : پیران جهان دیده برای گفتگو  سدی برپا نمی کنند .


هراس وال پول: کسی که به کسی حسد می ورزد، دلیل بر آن است که به برتری او اعتراف کرده است.


دوکلوس : اگر جوان را از عشق منع کنید ، چنان است که مریض را از کسالتش سرزنش دهید .


ارد بزرگ : پرسش روشن شاگرد از پاسخ استاد ارزشمندتر است .


هیوم :خوشبختی پروانه است. اگر او را دنبال کنید از شما می گریزد ولی اگر آرام بنشینید، روی سر شما خواهد نشست. "


اُرد بزرگ : فرومایگان ،  بزرگترین پیروزیهای پیشینه کهن خویش را به ریشخند گرفته اند .


بزرگمهر  : خرد در پیکار با دیوان برنده ترین سلاح ها ااست  در برابر شمشیر تیز دیو  ، خرد جوش است و جان بدان روشن .

 

 

 

+ نوشته شده در شنبه چهارم فروردین 1386ساعت 19:26 توسط حمید رضا سمنانی |


هانری برگسون  : حواس وسیله ی کشف نیست بلکه فقط وسیله ی ارتباط عملی پیدا کردن با عالم خارج است و همین طور عقل .آن همان مایه ی دانشی است که در جانوران ، غریزه و در انسان ، عقل را به وجود می
آورد . از آن مایه ی دانش در انسان قوه ی اشراقی به ودیعه گذاشته  شده که در عموم به حال ضعف و ابهام و محو است ، ولی ممکن است که قوت و کمال یابد تا آنجا که شخص متوجه شود که آن اصل اصیل در او نفوذ کرده مانند آتشی که در آهن نفوذ و آنرا سرخ می کند . به عبارت دیگر اتصال خود را با مبدا در می یابد و آنش عشق در او افروخته می شود ، هم تزلزل خاطری که از عقل در انسان رخ کرده مبدل به اطمینان می گردد ، هم علاقه اش از جزئیات سلب می شود .


نادر شاه افشار : لحظه پیروزی برای من از آن جهت شیرین است که پیران ، زنان و کودکان کشورم را در آرامش و شادان ببینم .


جبران خلیل جبران : همه آنچه در خلقت است ، در درون شماست و هر آنچه درون شماست ، در خلقت است.


دوکلوس : جوانی صندوق در بسته ای است که فقط پیران می دانند درون آن چیست .


اُرد بزرگ : پیران فریبکار، آتش زندگی جوانانند .


کانت: چنان باش که به هر کس بتوانی بگویی «مثل من رفتار کن».


جبران خلیل جبران : آرامش گهواره ای ست بر دامن خاک و سنگ پله هایی به جانب افلاک .


اُرد بزرگ : پیامد دانایی ، پذیرفتن بایسته هاست .


كارول‌ بيكر : مطيع‌ مرد باشيد; تا شما را بپرستد.


جان اشتنبک : بزرگترین امید آن است که امید را به قصد کشت کتک بزنیم .


چارلز  کیترنیک : مشکلی که خوب تشریح و حلاجی شده باشد نصفش حل شده است.


فردریش  نیچه :تنها بدان خدايي ايمان دارم كه رقص بداند.


ارد بزرگ : پرتگاه می تواند بر آورنده روان و یا کشنده تن باشد .


بزرگمهر  : خود رایی و خودبینی ، همه کام و مراد خود طلبیدن و دیگران را نامراد و خوار و زبون خواستن ، راه اهرمن ، و دل به بهی و نیکی سپردن راه یزدان است .


جبران خلیل جبران : چه حقير است و کوچک ، زندگی آنکه دستانش را ميان ديده و دنيا قرار داده و هيچ نمی بيند جز خطوط باريک دستانش. در خانه نادانی ، آينه ای نيست که روح خود را در آن به تماشا بنشيند .


نادر شاه افشار : برای اراضی کشورم هیچ وقت گفتگو نمی کنم بلکه آن را با قدرت فرزندان کشورم به دست می آورم .


جین پورتر : نجیب زادگی بدون تقوی همچون قاب انگشتری زیباست که نگین جواهر نداشته باشد .


جولیا کامرون: خالق بزرگ خلاقیت به ما اعطا کرده است. پیشکش ما نیز به او به کار بردن آن خلاقیت است.


آگارادو : حوادث مشهور دوران گذشتۀ جهان را مروری بکنید ، تا شما هم مثل من این حقیقت را بپذیرید که بزرگترین جنایات همه با کوچکترین دستها انجام گرفته است .


ارد بزرگ : پر حرفی در هنگام اندرز ، از اثر آن می کاهد .


ابوفور : آیندۀ اجتماع در دست مادران است . اگر جهان به مبانجیگری زن گرفتار شود ، تنها اوست که می تواند آن را نجات دهد .


فردریش  نیچه :زندگی بدون موسیقی اشتباه است.


جرجی تایلر : مغرور بودن به دانش خود ، بدترین نوع جهالت است .


جونسون : هیچ چیز غرور مرد را مثل شادی زنش ارضاء نمی کند ، چون همیشه آنرا مربوط به خود می داند .


ارد بزرگ : پشیمانی، اولین گام برای پوزش است.


اندرو ماتیوس  : شانس هرگز کافی نیست


بزرگمهر  : خرد بر سر جان چون افسری تابنده است و مدارا و مهربانی به قدر همسنگ خرد است .


جان اولیور هاینز : مردم اشتباهات زندگی خود را روی هم می ریزند و از آنها غولی بوجود می آورند که نامش تقدیر است .


نادر شاه افشار : فتح هند افتخاری نبود برای من دستگیری متجاوزین و سرسپردگانی مهم بود که بیست سال کشورم را ویران ساخته و جنایت و غارت را در حد کمال بر مردم سرزمینم روا داشتند . اگر بدنبال افتخار بودم سلاطین اروپا را به بردگی می گرفتم . که آنهم از جوانمردی و خوی ایرانی من بدور بود .


جمالزاده : چون نیک بنگری دنیا و مافیها را چون ترازویی خواهی یافت که سنگش کرسنگی و پاره سنگش شهوت است . پر کردن معده و خالی کردن کیسۀ شهوت جذر و مد این قلزم بی نام و ننگ هزار رنگی است که نامش زندگی است .


اُرد بزرگ : پرنده کوچک دلت را برای من در بند مکن .


آنتوان دوسنت اگزوپری : بالاترین لذت ها در شور و شوقی است که انسان را به ماجراجویی ها و پیروزی های بزرگ و فعالیتهای خلاقه وادار می کند.


ارد بزرگ : پیوند پاک ، پیوندی ابدی است .


آندرو متیوز: تنها راه غلبه بر ترس روبرو شدن با آن است. ما غالبا به طرف حوادثی کشیده می شویم که از رویارو شدن با آنها وحشت داریم.بنابراین اگر از تنهایی بترسید تنهایی را برای خود به ارمغان می آورید. اگر از بدهکار بودن بترسید به احتمال زیاد با تمام زیر و بم آن آشنا خواهید شد. اگر از دستپاچگی و پریشان حالی واهمه داشته باشید همان را تجربه خواهیدکرد. این، روش زندگی برای تشویق ما انسانها به رشد کردن است.


جورج ولز  : شیرین ترین سخنان در زندگی ، خوش آمد گویی بی غل و غش زن به شوهر خویش است .


جواد فاضل : آرزوهای ما ، امید های ما ، عشقها و هوسها و حتی وفای ما هم موجی بیش نیستند که بر می خیزند و رشد می کنند و بالا می روند و بالاخره نقش زمین می شوند و در کرانه های زندگی لای شنها و ریگها فرو می روند .


بزرگمهر  : خرد در نظر گاه مردمان آزاده و نیکخو جهان پر از شادی و شکوه می نماید . بهره خردمندان و امید واران همیشه شادکامی است .


فردریش  نیچه :زمستان بدون بهار قلب عاشق شکست خورده است.


جبران خلیل جبران : به پزشک خود ایمان داشته باشید و به گفته هایش ، که جز دارویی شفا بخش نیست ، اعتماد کنید و جرعه تلخ او را با طمانینه و خاطری جمع سرکشید .


اُرد بزرگ : تاراج و شورش هیج گاه بهانه تاراج  و شورش دیگر نیست .


همدون قصار : هر که در سیرت و رفتار پیشینیان نظر کند ، متذکر می شود تا چه اندازه از همت مردان واپس مانده است .


اُرد بزرگ : تا چیزی از دست ندهی چیز دیگری بدست نخواهی آورد این یک هنجار همیشگی است .


امیل زولا : بیشتر کسانی موفق شده اند که کمتر تعریف شنیده اند .


اُرد بزرگ : تاریکی در زندگی ماندگار و ابدی نیست ، برسان روشنایی .


جان استیل : همیشه به خاطر داشته باشید که دنیا هرگز مدیون شما نیست ، زیرا قبل از شما نیز وجود داشته است .


جورج هورون : یک روزنامه ، تاریخ یک روز جهان است که در آن زندگی می کنیم و با آن بیش از روزهایی که گذشته و تنها در خاطرۀ ما باقی مانده است سرو کار داریم .


آرنالد بنت : وقتی که شما به بدبینی عادت کنید ، بدبینی به اندازۀ خوشبینی مطلوب و دوست داشتنی است .


ارد بزرگ : تمنای واپسین آدمی ، شناور شدن در بسامدهای (امواج) گیتی است.


فردریش  نیچه :زیبایی غیر از اینکه نعمت خداست. دام شیطان نیز هست.


جي.هيليس ميلر : تنها زماني مي توانيد چيزي را كه ريشه هاي عميق در فرهنگ شما دارد به وضوح ببينيد كه آن چيز در كار دور شدن از شما و فرو رفتن در دور دست باشد

+ نوشته شده در شنبه چهارم فروردین 1386ساعت 19:21 توسط حمید رضا سمنانی |

 

 

 

پند و اندرز حکما


بزرگمهر  : خوشا به حال پیمان منشانی که وجودشان به پیرایه پاکی و شرم آراسته شده .


جان راسکن : حیات آدمی در دنیا همچون حبابی است در سطح دریا .


اگوست کنت : چرا باید در انتظار بهشت موعود احتمالی باشیم ؟ما خود قادریم یک بهشت واقعی در عرصه زمین به وجود آوریم.


اُرد بزرگ : تنها مادر و پدر خواست های فرزند را بی هیچ چشم داشتی بر آورده می سازند .


کولتون : انسانها با دو چشم و یک زبان به دنیا می آیند تا دو برابر آنچه می گویند ببینند ، ولی از طرز سلوکشان این طور استنباط می شود که آنه با دو زبان و یک چشم تولد یافته اند ، زیرا همان افرادی که کمتر دیده اند بیشتر حرف می زنند و آنهاییکه هیچ ندیده اند ، دربارۀ همه چیز اظهار نظر می کنند .


فردریش  نیچه :زمين روزي از آن ابرانسان می شود .

+ نوشته شده در شنبه چهارم فروردین 1386ساعت 19:12 توسط حمید رضا سمنانی |

ُرد بزرگ : تبهکار همیشه نگران کیفر خویش است حتی اگر بر زر و زور لمیده باشد و این بسیار زجر آور است چرا که سایه کیفر همواره در برابر دیدگانش است .


اشتیل : انسان ترکیب عجیبی است و در عین ناچیزی خود را برتر از همه می شمارد .


اُرد بزرگ : تنهایی برای جوان ارزشمند ، و برای پیر آزار دهنده است .


بزرگمهر  : خردمند به چیزی که اگر به دستش نیاید غمگین و دل آزرده شود ، هرگز دل نمی بندد .


ادوارد فیلیپس : مردی که اشتباه نکند ارزش کارهای بزرگ را نخواهد داشت .


اُرد بزرگ : ترس از جدایی ، جدایی ببار می آورد .


فردریش  نیچه :حتی از میان پر دلترین کسانمان چه اندک اند آنان که دانایی خویش را تاب توانند آورد.


کمار : تمرکز در معنای اصلی و درست کلمه توانایی دقت و توجه ذهن روی یک موضوع واحد است.


بودلر : شعر راستین ، انکار بی داد است.


جبران خلیل جبران : کسی که بخشش می کند زمانی به نشاط واقعی دست می یابد که پس از جستجوی فراوان نیازمندی را پیدا کند که عطای وی را بپذیرد .تلاش برای یافتن چنین شخصی ، از ایپار لذت بخش تر است .


بولور : افکار ما بسان درختان نارنج در گلدان نگهداری می شوند . به نسبت بزرگی گلدانی که ریشه های آنها را در خود زندانی دارد رشد می کند .


اُرد بزرگ : تن پوشی زیباتر از خوی نیکو نمی شناسم .


آلجر : مردمان غالباً نقص دلیل خویش را با خشم می پوشانند .


جبران خلیل جبران : درختان شعرهايی هستند كه زمين بر آسمان می نويسد و ما آنها را بريده و از آنها كاغذ می سازيم تا نادانی و تهی مغزی خويش را در آنها به نگارش درآوريم .


اُرد بزرگ : توان آدمیان را، با آرزوهایشان می شود سنجید.


بزرگمهر  : خود را با هوس نزدیک مکن که خرد از تو روی بر می تابد .


فردریش  نیچه :خدا پنداریست ! اما چه کسی است که این پندار را بیاشامد و نمیرد؟


بورنز : ازدواج مثل اجرای نقشۀ جنگی است که اگر انسان یک مرتبه اشتباه نماید کارش تمام شده و دیگر جبران آن به هیچ صورت نمی شود .


بردون : با زنی ازدواج کنید که اگر مرد می بود بهترین دوست شما می شد .


کونگ تين گان : فرزانگان سخن نمي گويند، بلکه با استعدادان سخن مي گويند و تهي مغزان بگومگو مي کنند.


ارد بزرگ : چهارچوب فرازمندی شهر در دو چیز است نخست  گرامی داشت آدمیان و دگر دیوار .


ادوارد یانک : تولد چیزی غیر از آغاز مرگ نیست


فردریش  نیچه :خیر و نباید همگانی باشد وگرنه دیگر خیر نیست زیرا چیزهای همگانی ارزشی ندارند.


کولتون : افرادی هستند که نور چشمی شانس و اقبالند و هر وقت سقوط می کنند مانند گربه روی دو پا بر زمین می نشینند .


تورئو : حقیقتی از این سراغ ندارم که انسان می تواند با تلاش زندگی خود را  متعالی سازد .


جبران خلیل جبران : و مردم هرگز نمی دانند پیشوا جز ذات عظیم آنها که به سوی آسمان سیر می کند ، شکاری ندارد .


اُرد بزرگ : پیرامونیان ما چه بخواهیم و یا نخواهیم بر اندیشه های ما رخنه و اثر خواهند کرد .


اتومی : جاه طلبی شهوتی است که هرگز فرو نمی نشیند ، بلکه با لذتی که از آن فراهم می شود پیوسته مشتعل تر و جنون آمیز تر می شود .


اُرد بزرگ : دارایی با ارزشتر از تندرستی ، نمی شناسم .


باس : بزرگترین بدبختی آن است که طاقت کشیدن بار بدبختی را نداشته باشیم .


بزرگمهر  : پادشاهان مردم دوست برگزیدگان پروردگارند .


بارتول : آداب خوب و اخلاق ، دوستان قسم خورده اند و بزودی با یکدیگر متحد می شوند .


آندره مورا : افراد دانا کوشش دارند خود را همرنگ محیط سازند ولی اشخاص دیوانه سعی می کنند محیط را به رنگ خود در آورند ، به همین جهت تحولات و ترقیات اجتماع به دست دیوانگان بوده است .


اُرد بزرگ : ریگهای ساحل خرد ، نشیمنگاه پندارهای پاک و شبانه توست .


سامرست مرآم : پول مانند حس ششم است که بدون آن نمی توان از پنج حس دیگر به طور کامل استفاده کرد . بدون درآمد کافی نصف امکانات زندگی به روی ما مسدود خواهد شد .


جبران خلیل جبران : هیچ کس نمی تواند چیزی را به شما بیاموزد جز آنچه که در افق دید و خرد شما وجود داشته و شما از آن غافل بوده اید .


برنارد روسن پی یر : جستجوی حقیقت دیوانگی مطلق است ، چه موقعیکه به حقیقت رسیدید ممکن نیست به کسی بگویید و دشمن شما نشود .


بروکس آدامز : با مشکلات می جنگیم که به آسایش برسیم ، وقتی به آسایش رسیدیم آسایش را غیر قابل تحمل می دانیم .


فردریش  نیچه :خطر خوشبختی در این است که آدمی در هنگام خوشبختی هر سرنوشتی را می پذیرد و هرکسی را نیز.


ارد بزرگ : ریش سفید داراترین به اندیشه است نه به زر.


آندره مصورا : بشر به خوشبختی خیلی زود عادت می کند و چون خیلی زود عادت می کند خیلی زود هم فراموش می کند که خوشبخت است .


اُرد بزرگ : ریش سفیدان ، زنجیر ارتباط دودمان ها هستند . و خاندان بی ریش سفید ، گذشته ای کم رنگ دارد و  آیین های به جای مانده از نیاکان آنها، به هزار گونه برداشت می شود .


الین چانک : آدم شجاع یکبار می میرد ولی ترسو هزار بار .


بازیل : حافظه پروندۀ تخیل و گنجینۀ عقل دفتر ثبت وجدان و مخزن اندیشه است .


بایزید بسطامی : یا چنان نمای که هستی ، یا چنان باش که می نمایی .


جبران خلیل جبران : قلب شما در سکوت و آرامش ، به اسرار روزها و شبها شناخت می یابد ولی گوشهایتان در حسرت و آرزویند که آوای چنین شناختی را که بر قلبهایتان فرود می آید ، بشنوند .


اُرد بزرگ : راهی جز نرمش و بازی با زندگی نیست .


هانری استانتون : تمام دنیای پهناور را بگردید ، دری بر روی آدم بی پول گشاده نخواهید یافت .

 

+ نوشته شده در شنبه چهارم فروردین 1386ساعت 19:8 توسط حمید رضا سمنانی |


بزرگمهر  : خرد ، آدمی را گرانبهاترین چیز است ، و خداوند خرد در هر دو جهان کامروا و سرافراز است . و اگر از خلعت خرد محروم بود دانش بجوید ، چه دانشور سرور سروران است . و اگر از آن هم بی بهره بود باید دلیر باشد و در میدان نبرد بی باک باشد تا در نظر پادشاه گرامی ، و پیوسته شاد و فرمانروا باشد .و اگر این نیز نداشت  دیگر درخور زنده ماندن نیست ، و بهتر است که مرگ وی را دریابد . 


ارد بزرگ : رازهای بزرگ ، در ژرفای کمی نیست .


هربرت مارکوزه  : آزادی تلاش خردمندانۀ آدمی در جستجوی علت حادثه هاست .


نرمن وینسنت پیل: وقتی همه نیروهای جسمی و ذهنی متمرکز شوند توانایی فرد برای حل مشکلات به طور حیرت انگیزی چند برابر می شود.


نت رایلی : اگر در کارتان در حال پیشرفت نیستید و بهتر نمی شوید ، پس دارید بدتر می شوید.


فردریش  نیچه :حرف کسانی که می گویند عشق بری از خودخواهی ست  خنده دار است زیرا  همه چیز طبق خواست قدرت ما است.


ارد بزرگ : درون ما از نگاه تیزبین خردمندان ، پنهان نیست .


هنری گیلر : انسان بزرگتر از یک جهان و بزرگتر از مجموعۀ جهانهاست ، در اتحاد جان با تن رازی بیش از راز آفرینش جهان نهفته است .


لویی پاستور: مسرات حقيقي در اثرازدواج بدست ميآيد


اُرد بزرگ : در هر سرنوشتی  راز و اندیشه ای نهفته است .


اشپنگلر : مردان بزرگ تاریخ سرنوشت ملتها را تعیین می کنند.


جبران خلیل جبران : نصیحت  جبران خلیل جبران به زوج های جوان به هنگام شادی :و همگام نغنمه ساز کنید و پای بکوبید و شادمان باشید ، اما امان دهید که هر یک در حریم خلوت خویش آسوده باشد و تنها .
چون تارهای عود که تنهایند هر کدام ، اما به کار یک ترانه ی واحد در ارتعاش.


بزرگمهر  : دانایان روشندل می دانند که دوران زندگی دراز نیست ، تن آدمی از این جهان است و روان از سرای دیگر .


جبران خلیل جبران : شادمانی اسطوره ايست که در جستجويش هستيم.


نیدو کیوبین : هیچ چیز به اندازه تمرکز انرژی روی تعداد محدودی از هدف ها به زندگی تان توان و نیروی بیشتر نمی دهد.


اُرد بزرگ : دیدگاه  توده آدمیان بهترین پشتیبان برگزیدگان است .


هوراس : وقتی که پرکاهی به چشمتان می رود ، آن را بیرون می آورید . وقتی عادتی بد وارد روح شما می شود ، می گویید : سال دیگر معالجه اش می کنیم .


لابرویر : سخاوت در زیاد دادن نیست، در به موقع دادن است.


اُرد بزرگ : در کنارمان دلروبایمان هست و اگر نیست ، رهسپار رسیدن به اویم ، پس تنهای وجود ندارد .


کاترين پاندر : یکی از عظیم ترین اسرار عشق و محبت این است که بیاموزید: چگونه آرمان ها و اندیشه های ناهماهنگ را از ذهن خود بزدائید و همواره آرزوهایی کنید که صادقانه می خواهید نه آن چرا که فکر می کنید شاید بتوان بدست آورید.


نانسی سیمس :هر روز همان روز را زندگی کن و بدین سان تمامی عمر را زندگی کرده ای.


اُرد بزرگ :  کژی و ناراستی ، شکافنده و رخنه گاه اندیشه اهریمن خواهد شد . 


لقمان: شر با شر خاموش نمی شود چنان که آتش با آتش، بلکه شر را خیر فرو می نشاند و آتش را آب.


بزرگمهر  : در آیین خرد در هر کاری اندیشه باید .


اُرد بزرگ : کسی که می ماند و نمی پرد به یک راز بزرگ آگاه گشته و آن فلسفه پرواز است.


جبران خلیل جبران : گنجی که در اعماق نامحدود شما حبس شده است ، در لحظه ای که خود نمی دانید ، کشف خواهد شد .


هنری وان رایک : حافظه آفریده ای هوس باز و مستبد است . هرگز نمی توانید بگویید که از کرانۀ دریای زندگی چه سنگریزه ای را بر می گیرد و در گنجینۀ خود نگاه می دارد ، یا کدام گل ناشناخته ای را از مزرعه می چیند ، و به عنوان رمز اندیشه هایی که در اعماق قرار گرفته اند و روزی اشک به چشم می آورند حفظ می کند . و با این همه در این شک ندارم که مهمترین چیزها آنها هستند که بهتر به یاد می آیند .


لامنه : درسهائی که بر زانوی مادر آموخته شده ، آموزش هایی که پدر داده ، همراه با داستانهای شیرینی که در کنار بخاری به گوش خورده ، یادگارهای شیرینی است که هرگز کاملاً از یاد نمی رود .


ارد بزرگ : کسی که کردار شایسته را زیر پا می گذارد توانایی نمی یابد تا  پا بر نخستین پله پیروزی بگذارد  .


فردریش  نیچه :حقیقت مانند آب دریا است چون نمک  آب دریا زیاد است تشنگی را رفع نمی کند. اگر حقیقت آدمی تحریف شود مثل آب شور دریا خواهد بود که تشنگی اش را رفع نخواهد کرد.


هانری بروکس آدامز :ما با مشکلات می جنگیم تا آسایش بیابیم ، ولی وقتیکه آسایش یافتیم آن را غیر قابل تحمل می یابیم .


بيل‌گلد : من در زمان خودم با معدود افرادي مواجه شدم كه اشتياق شديدي به كار سخت داشتند. خوشبختانه همه آنها همكاران من بودند.


بیگن : تن درست برای روان ، مهمانخانه ، و برای تن ناسالم بیمارستان است .


اُرد بزرگ : کین خواهی از خاندان یک بدکار ، تنها نشان ترس است ، نه توانایی انسانهای  فرهمند .


سیسرون : آنچه را که با خوشی و لذت آموخته ایم ، هرگز فراموش نمی کنیم .


لایب نیتس : من احساس می کنم مختارم پس مختارم.


ارد بزرگ : کوششهای سیاسی برای جوانان ، مردابی مرگبار است .


بزرگمهر  : در نظر خردمند شادیی که غم به دنبال دارد بی ارزش است .


همر : آغاز و پایان جنگ توسط خون صورت می گیرد .


لوتر : دروغ مثل برف است که هر چه آنرا بغلتانند بزرگتر می شود .


فردریش  نیچه :جهان فقط همین جهان ظاهر است و دنیای حقیقی، دروغی بیش نیست.


ارد بزرگ : کار ، بهترین آرام کننده ، اندیشه پریشان ، و اندوه است .


لوئی پاولز : ممکن است مردیکه دائم سؤال می کند ابله به نظر برسد . ولی کسیکه هرگز سؤال نمی کند در تمام عمر ابله باقی می ماند .


هوارد فاست : بزرگترین شادی تولد است و بزرگترین غمها مرگ.


اُرد بزرگ : کسی که چند آرزوی درهم ورهم دارد به هیچ یک از آنها نمی رسد مگر آنکه  با ارزشترین را برگزیند و پیگیرش شود .


فلورانس نایتینگل : انسان بدرستی همان میشود که به آن فکر میکند .


بزرگمهر  : دل در آرزوی آنچه دسترسی بدان متصور نیست نباید بست ، از آنکه مایه رنج تن و بلای جان است .


جبران خلیل جبران : و تو کیستی؟ تو که باید آدمیان سینه های خویش را در مقابلت بشکافند و پرده حیا و آزرم و عزت نفس خود را پاره کنند تا تو آنها را به عطای خود سزاور بینی و به جود و کرم خود لایق؟
پس ، نخست بنگر تا ببینی آیا ارزش و لیاقت آن را داری که وسیله ای برای بخشش باشی ؟
آیا شایسته ای تا بخشایشگر باشی؟
زیرا فقط حقیقت زندگی است که می تواند در حق زندگی عطا کند، و تو که این همه به عطای خود می بالی فراموش کرده ای که تنها گواه انتقال عطا از موجودی به موجود دیگر بوده ای!.


هولمز : مهم این نیست که در کجای این جهان ایستاده ایم، مهم این است که در چه مسیری گام بر می داریم.


اُرد بزرگ : کودکی که ، بدون پرسش ما ،  گناه خویش را باز گوید ، در حال گذراندن نخستین گامهای  قهرمانی است  .


همینگوی : هرکس در دنیا باید کسی را داشته باشد که حرفهای خودش را آزادانه به او بزند ، بدون رودربایستی و بدون خجالت و الا آدم از تنهایی دق می کند .


اُرد بزرگ : گِره های که هزار هنجار دادگستری در باز کردن آنها ناتوان است ، به نگاه و سخن پیر و ریش سفیدی گشاده می شود .

+ نوشته شده در شنبه چهارم فروردین 1386ساعت 19:3 توسط حمید رضا سمنانی |

 
hits